بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت پنجم :
موضوع مهم دوم، موضوع عصر غیبت و اماکن و کشورهای دور از دسترس ائمه معصومین (ع) در زمان حیاتشان است.
هم برای زمان غیبت و هم در دوران حضور ائمه کشورها و سرزمین هایی بودند که از ائمه (ع) و دسترسی مستقیم مردم به آنها دور بودند و اگر کسی می خواست مثلاً حکم ازدواج و محرمیت خود را و یا حلال یا حرام بودن گوشت یک حیوان یا پرنده را بپرسد، باید ماهها سفر میکرد تا به ائمه (ع) رسیده و سوال خود را بپرسد. و طبعاً با گذر زمان و تغییر شرایط، گاه اصل موضوع برای او از بین میرفت و بیفایده میشد، چه رسد به سوالی که دیگر کاربردی در آن موقع نداشته است.
از این رو ائمه ما در آموزههای خود بیشتر از آن که تنها احکام جزئی موضوعات را بیان کنند، اصول کلی استخراج احکام را به دانش پژوهان آموزش تعلیم میدادند؛ یعنی به عنوان مثال در کنار این که مثلاً احکام نماز را جزء به جزء میفرمودند، معیارهای تشخیص ابطال نماز را نیز بیان میکردند تا آنهایی که میخواستند به شهر خود بروند و دیگر به امام دسترسی نداشتند، آن معیارها را یادگرفته و دیگر در برخورد خود و مراجعین با هر موضوعی جزئی، نیاز رجوع مستقیم به امام نداشته باشند. و هم چنین در حوادث یا شرایط نادر و یا تغییر شکل جوامع، ارتباطات، تعاملات و احکام آنها در اعصار متفاوت، بلا تکلیف نمانند. بلکه فقها با فراگیری و تأسی به اصول استنباط و استخراج احکام، راه را برای آنان روشن کنند.
پس در ضرورت و نیاز به وجود فقیهانف چه در حضور ائمه (ع) و چه در غیاب آنها تردیدی باقی نمیماند و به همین علت ضمن بیان احکام، به تعلیم فقه و تربیت فقها میپرداختند. و بسیار طبیعی است که آنان در تشخیص جزئیات برخی از احکام، اندک اختلاف نظری با یک دیگر داشته باشند.(پایان)
پاسخ قسمت پنجم :
موضوع مهم دوم، موضوع عصر غیبت و اماکن و کشورهای دور از دسترس ائمه معصومین (ع) در زمان حیاتشان است.
هم برای زمان غیبت و هم در دوران حضور ائمه کشورها و سرزمین هایی بودند که از ائمه (ع) و دسترسی مستقیم مردم به آنها دور بودند و اگر کسی می خواست مثلاً حکم ازدواج و محرمیت خود را و یا حلال یا حرام بودن گوشت یک حیوان یا پرنده را بپرسد، باید ماهها سفر میکرد تا به ائمه (ع) رسیده و سوال خود را بپرسد. و طبعاً با گذر زمان و تغییر شرایط، گاه اصل موضوع برای او از بین میرفت و بیفایده میشد، چه رسد به سوالی که دیگر کاربردی در آن موقع نداشته است.
از این رو ائمه ما در آموزههای خود بیشتر از آن که تنها احکام جزئی موضوعات را بیان کنند، اصول کلی استخراج احکام را به دانش پژوهان آموزش تعلیم میدادند؛ یعنی به عنوان مثال در کنار این که مثلاً احکام نماز را جزء به جزء میفرمودند، معیارهای تشخیص ابطال نماز را نیز بیان میکردند تا آنهایی که میخواستند به شهر خود بروند و دیگر به امام دسترسی نداشتند، آن معیارها را یادگرفته و دیگر در برخورد خود و مراجعین با هر موضوعی جزئی، نیاز رجوع مستقیم به امام نداشته باشند. و هم چنین در حوادث یا شرایط نادر و یا تغییر شکل جوامع، ارتباطات، تعاملات و احکام آنها در اعصار متفاوت، بلا تکلیف نمانند. بلکه فقها با فراگیری و تأسی به اصول استنباط و استخراج احکام، راه را برای آنان روشن کنند.
پس در ضرورت و نیاز به وجود فقیهانف چه در حضور ائمه (ع) و چه در غیاب آنها تردیدی باقی نمیماند و به همین علت ضمن بیان احکام، به تعلیم فقه و تربیت فقها میپرداختند. و بسیار طبیعی است که آنان در تشخیص جزئیات برخی از احکام، اندک اختلاف نظری با یک دیگر داشته باشند.(پایان)
- ۲۲۰
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط