{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب

تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

ساز در دست تو سوزِ دلِ من می گوید

من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

مرغ دل در قفس سینه من، می نالد

بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب

زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است

بیم آنست که از پرده فُتد راز امشب

گرد شمعِ رخت ای شوخ، منِ سوخته جان

پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب

گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز

می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب

کرد شوق چمنِ وصلِ تو ای مایه ناز

بلبل طبعِ مرا قافیه پرداز امشب

شهریار آمده با کوکبهِ گوهر اشک

به گدائی تو ای شاهد طناز امشب

شعر استاد شهریار
دیدگاه ها (۴)

در تماشای توقانع نشوم من به دو چشمهمه چشمان جهانگو به سرم بش...

بی تو مهتاب شبی باز ... ولش کن دیگراین منِ بی تومگر کوچه خیا...

در این دنیا اگر غم هست:صبوری کن خدا هم هستاگر دشمن کنارت هست...

با سپـردن همه چیـزبه دستـان گـرم خـداخـودت را بـرای یک روز ب...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

قصه تلخ از عشق

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

عاشقانه های شبنم

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط