مردی را میشناسم که غربتش به اندازه غربت همه بشریت سنگین و
مردی را میشناسم که غربتش به اندازه غربت همه بشریت سنگین و جانسوز است.
آقای بزرگواریست که غم و غصه اش از سالها قبل آغاز شده
از یک گودال خونین
یا شاید قبل تر از آن
از یک تشت خونین
شاید قبل تر
از یک محراب خونین
شاید از یک کوچه تنگ
یک چادر خاکی
دلش تنگ است مولایم
هر روز که می گذرد دل تنگ تر میشود
این شبها دعا کنیم
برای یک مرد دعا کنیم...
اللهم عجل لولیک الفرج
Tabikaraneeshgh20014.mihanblog.com
آقای بزرگواریست که غم و غصه اش از سالها قبل آغاز شده
از یک گودال خونین
یا شاید قبل تر از آن
از یک تشت خونین
شاید قبل تر
از یک محراب خونین
شاید از یک کوچه تنگ
یک چادر خاکی
دلش تنگ است مولایم
هر روز که می گذرد دل تنگ تر میشود
این شبها دعا کنیم
برای یک مرد دعا کنیم...
اللهم عجل لولیک الفرج
Tabikaraneeshgh20014.mihanblog.com
- ۴۸۰
- ۰۳ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط