{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کفش های مردانه ام را پایم مى کنم،

کفش های مردانه ام را پایم مى کنم،
صبح های زود از خانه بیرون میروم و زندگی را آغاز می کنم .
به اندازه ی تمام روز می دوم .
اعتراف می کنم که سالهاست پاهایم درد می کند .
هوا تاریک می شود
به خانه بر می گردم و حالا... کارهای زنانه ام را شروع می کنم ،
مو هایم را شانه می کنم
لباسم را عوض می کنم
رژ می زنم ، به دستانم لاک می زنم
و ....
تمام سعی ام را می کنم که این دو نقش را اشتباه نکنم ...
زن بودن با تمام زیبای هایش خیلی سخت است خصوصا اگر شاغل باشی
و آرزو های بزرگ هم داشته باشی ....
فاصله ی مرد و زن بودنم "درب " خانه است موقع ورود و خروج جنسیتم عوض می شود
در خارج از خانه شبیه مردها می شوم،
مثل آنها حرف می زنم
نگاه می کنم و حتی حرف می زنم
روزها مرد می شوم
و شب ها زن "
چقدر ایفای این دو نقش در کنار هم ،
سخت است بانو ....
صبح ها زودتر از همه بیدار شدن
و شب ها دیر تر از همه خوابیدن
عشق مى خواهد بانو ...
عشق به زندگی
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

رها💔 سخت ترین درد این است که کسی را از ته دل دوست داشته باشی...

زنی شاغل بودن ممکن است بسیار دشوار باشد، ولی زن شاغل بچه‌دار...

📕_🌷 داستان 📕_🌷 داستان نوجوانی که احساس ناامیدی شدیدی می کرد ...

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط