رها زن ها عجیب اند

رها🦋 زن ها عجیب اند

رها🦋 زن ها عجیب اند
گاهی تمام وجودشان از شدت درد به زانو افتاده، اما دست های شان هنوز خانه را به زندگی بر می گرداند
با چشم هایی که شب تا صبح گریسته، صبح را آغاز می کنند
موهای شان را شانه می زنند
لباس می پوشند
و به روی آدم هایی لبخند می زنند که حتی نمی دانند این لبخند آخرین چیزی ست که از یک زن خسته باقی مانده است....
تلخ ترین درد زن بودن همین است
وقتی همه به بودنت عادت می کنند هیچ کس نمی پرسد در نبود خودت چه کسی مراقب توست؟
#عاشقانه
#نمیدانم_از_دلتنگی_عاشق_ترم_یا_از_عاشقی_دلتنگ_تر_فقط_میدانم_در_آغوش_منی_بی_آنکه_باشی

#به_گمانم_دنیا_در_نهایت_همه_را_به_یک_جا_میرساند_به_سکوت_به_تماشا_به_فاصله_ای_امن_از_هیاهوی_آدمها
دیدگاه ها (۰)

رها🍂 گاهی که فکر می کنم چشمانم بی اختیار پر از اشک می شودبا ...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

صبح روز بعد، خانه عجیب ساکت بود.ا.ت از اتاقش بیرون آمد و تهی...

پارت هشتم — شایعهچند روز بعد، یورا و سوآ دوباره در بازار بود...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 25هوا تاریک شده بود و گروه دوباره به...

پارت ۱۴

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲ همانطور که دخترک قهر کرده بود ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط