غزل عاشقانه زیبا.....
غزل عاشقانه زیبا.....
روزي كه دلم بنده ي نام صنمي بود/
سرگشته ز بويي و هوا خواه غمي بود/
چشمم به اميد رخ چون ماه كسي بود/
هر دم نفسم همدم احوال دمي بود/
شعري كه براي دل معشوقه سرودم/
بوي خوش عشق از خط زيبا قلمي بود
ديوانه ز بوي خوش و زيباي كلامش/
مست از روش خوشگل ابروي خمي بود/
چشمم همه جا غرق تماشاي كسي بود/
آه از دل زارم كه در اين عشق همي بود/
ديگر چه بگويم كه همه جان و جهانم/
دربند صداي خوش زيبا قدمي بود/
اما كسي از در و شد آتش به دلم زد/
هر آنچه بگويم ز غم و غصه كمي بود/
از دست رقيبي كه دل از دلبر ما برد/
حالم چه بگويم كه به چندان رقمي بود/
چون غربت تاريك و پر از همهمه ي شب/
از غصه و غم در دل ما هم علمي بود/
گريان شده هامون اگر از ديده نبارد/
شعرش به همه غمزدگان چون حرمي بود.....
روزي كه دلم بنده ي نام صنمي بود/
سرگشته ز بويي و هوا خواه غمي بود/
چشمم به اميد رخ چون ماه كسي بود/
هر دم نفسم همدم احوال دمي بود/
شعري كه براي دل معشوقه سرودم/
بوي خوش عشق از خط زيبا قلمي بود
ديوانه ز بوي خوش و زيباي كلامش/
مست از روش خوشگل ابروي خمي بود/
چشمم همه جا غرق تماشاي كسي بود/
آه از دل زارم كه در اين عشق همي بود/
ديگر چه بگويم كه همه جان و جهانم/
دربند صداي خوش زيبا قدمي بود/
اما كسي از در و شد آتش به دلم زد/
هر آنچه بگويم ز غم و غصه كمي بود/
از دست رقيبي كه دل از دلبر ما برد/
حالم چه بگويم كه به چندان رقمي بود/
چون غربت تاريك و پر از همهمه ي شب/
از غصه و غم در دل ما هم علمي بود/
گريان شده هامون اگر از ديده نبارد/
شعرش به همه غمزدگان چون حرمي بود.....
- ۳۰۳
- ۱۶ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط