🌱🍒رویاهای قشنگی داشتم

🌱🍒رویاهای قشنگی داشتم
ناگهان چیزی شبیه باد
یا نمیدانم طوفان
شبیه زلزله
آمد
همه را برد
دیگر رویا ندارم
تمام شد
تمام شدم🌱🍒
#سیماامیرخانی
دیدگاه ها (۹)

#السلام_علیک_یاحضرت_فاطمه_الزهرا_ #صلی_الله_علیک_یا_فاطمه_ال...

اومدم بگم من چجوری آرمی شدم 🙂من یجورایی بعد از ۱۹ و ۱۸ دی ی ...

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p87شاخه‌های سرو در باد آروم تکون می‌خورد...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

p2

رمان عشق ممنوع

پارت ۱ساعت ۲:۴۱ بامداد بود.همه خواب بودند.تو هم خوابیده بودی...

روباه کوچولوی من پارت چهارده꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا از اون...

قسمت ۸(بخش یک)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط