{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا یک نفر را دیدیم که کمی شبیه به ایده آل زندگیمان بود؛

تا یک نفر را دیدیم که کمی شبیه به ایده آل زندگیمان بود؛
راهش دادیم در دلمان!
یک دل نه،صد دل عاشقش شدیم! سریع دل باختیم!
دستش را گرفتیم و رابطه مان را در گوش عالم جار زدیم!
طوری که تمام شهر میدانست داستان عاشقیمان را!
خاطره ساختیم،سلفی گرفتیم،کافه های شهر را یک به یک گشتیم!
و درست زمانی که انتظار عشقی بی بدیل از هم داشتیم،ناگهان از هم دل زده شدیم!
دیگر آن عشق بازی های همیشگی در کار نبود!
همه چیز را تمام کردیم!
جدا شدیم!
روزها که گذشت،
دلمان که گرفت؛
تنها که شدیم،
خودمان را غرق در گذشته هایمان یافتیم!
کار شب و روزمان شد مرور تمام سکانس های دونفره مان با کسی که رفت پی زندگی اش!
بی دغدغه،آرام و بی سر و صدا!
اما دوباره رفتیم سراغ همان پاتوق همیشگیمان!
همان جا که هنوز هم حرفهای عاشقانه مان در هوایش معلق بود!
درست روی همان نیمکت!
گوشیمان را گرفتیم و شماره اش را هم!
زنگ زدیم!
صدای آشنایی جواب داد :
" بله بفرمایید "
جوابی ندادیم!
" کسی نیست عزیزم،مزاحم تلفنیه "
و بعد قطع شد!
بغض کردیم! نه از روی دلتنگی!
دلمان به حال خودمان سوخت که دستمان نمک ندارد!
که عمر و جوانیمان را به پایش گذاشتیم و حالا مزاحمی بیش نبودیم!
حواسمان نبود معشوقه بودن لیاقتی میخواهد که خیلیها ندارندش!
دیدگاه ها (۱۵)

💐🌼☘🌸🌼🌺🍃☘🍃 قدیم ترها،در دبستان وقتی از ما میپرسیدند شغل مادر ...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

part 4تا شب کلی دور زدیم و اهنگ پلی کردیم...رفتیم کافه و کلی...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

KIM Vpart 26کیم‌ویا.تاصلا نمیتونستم باور کنم کیم وی ازم خوشش...

تا یک نفر را دیدیم که کمی شبیه به ایده آل زندگیمان بود؛راهش ...

تمام کیک‌هایی که بلد بودیم را پختیم. چند مدل شیرینی درست کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط