{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگرچه آینه ی دل چو جام لعل،شکستم.....

اگرچه آینه ی دل چو جام لعل،شکستم.....

زخون دیده به هر قطره نقش روی تو بستم.....

از آشیان ندامت چو مرف آه،پریدم.....

برآستان ملامت چو گر راه،نشستم.....

که را شناسم اگر زین سپس ترا نشناسم؟؟؟؟؟

نهان به سایه ی اندوهم آنچنان که ندانی.....

شب است یا که ندامت فراق یا که منست.....

به دوش ناز،نگاهت چو تکیه کرد هماندم.....

امید عافیت از دور روزگار گسستم.....

هنوز نگس وجود مرا به پرده ی هستی.....

نبسته بود زمانه که دل به مهر تو بستم.....

خیال گردش چشم تو بود در سرو،مردم.....

درین خیال که من سز خوشم ز باده و مستم.....

شب فراق مدا بود ره به دامن محشر.....

اگر چه دامن آه سحر نبود به دستم.....

گهی شدم همه تاب و به سنبل تو چمیدم.....

گهی شدم همه خواب . به نرگس تو نشستم.....

ز من مجوی نشان وفا و گر که بجویی.....

وفا همین که به یادت هنوز هستم و هستم.....
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و ...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و ...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و ...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط