{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شادم به خیالِ تو چو مهتابِ شبانگاه

شادم به خیالِ تو چو مهتابِ شبانگاه
گر دامنِ وصلِ تو گرفتن نتوانم

با پرتوِ ماه آیم و چون سایه‌ی دیوار
گامی ز سرِ کوی تو رفتن نتوانم

دور از تو، منِ سوخته در دامنِ شب‌ها
چون شمعِ سَحَر یک مژه خفتن نتوانم

فریاد ز بی مهری‌ات ای گل که درین باغ
چون غنچه‌ی پاییز شکفتن نتوانم...

#ستایش_قلب_سربی

شفیعی_کدکنی‌

#عاشقانه
دیدگاه ها (۰)

نبودنتفنجانی خالیستفرقی نمی کنددر آن چه بریزمچایقهوهیا اشک ....

مرا هوس می زچشم دلربای تو شدهوای جام ز دستان با سخای تو شدز ...

شبا هنگامماه در حوالی طاقچه ی دلتنگی هایم پرسه می زندو بغضی ...

تنها بنایی که اگر بلرزد، محکم‌تر می‌شود؛ دل است. دل آدمی‌زاد...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط