دست دوستم یه گوشی ایفون دیدم حسودیم شد اومدم خونه به ماما

دست دوستم یه گوشی ایفون دیدم حسودیم شد اومدم خونه به مامانم میگم من یه اپل میخوام؟ ی لبخند مرموز زد! شب که بابام اومد دستش یه پلاستیک سیبه میگه تو فک کردی من وبابات انگلیسی بلد نیستیم!
■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■fun-20.com >>>>جوک تابستونی■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■
نمی دونم این دخترا چرا انقدر شکاکن ؟!؟
هر هفت تا دوست دخترامم این طورین!!! واقعآ چرا؟
■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■fun-20.com >>>>جوک تابستونی■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■
بابام به اصرار مامانم رفته باهاش مکه… زنگ زدم اونجا میگم چطوری حاجی ؟میگه حاجی باباته مرتیکه …!
این بابا اخر منو دق میده
■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■fun-20.com >>>>جوک تابستونی■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■
ما که اسطوره هامون شاملو و فروغ فرخزاد و ارنستوچگوارا و هایده و داریوش بودن شدیم این….وای به حال بچه های ما که اسطوره هاشون کامی پاسکال و علیشمس و ساسی مانکن و جاستین بیبره
■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■fun-20.com >>>>جوک تابستونی■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■
در نظر دارم با یه دختر عرب ازدواج کنم و اسم بچمو بذارم خلیج پارس تا به مملکتم خدمت کرده باشم… در این حد فداکارم من…!
دیدگاه ها (۵)

دست دوستم یه گوشی ایفون دیدم حسودیم شد اومدم خونه به مامانم ...

تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه ؟ منم گفتم ...

- دست دوستم یه گوشی آی فون دیدم حسودیم شد. اومدم خونه به مام...

یه روز چینیه می ره بالای کوه میگه: هین تا ساو لاو تشین... ...

صبح شده...مامان داره با چشای خیس سرم داد میزنهبابا هم پشت سر...

the king of my heart 💜فصل دوم پارت۴یونگی زانو زد کنار لی اوو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط