{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آب فکن ساقی بط زاده آبی را

در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
بشتاب و شتاب اولی مستان شبابی را

ای جان بهار و دی وی حاتم نقل و می
پر کن ز شکر چون نی بوبکر ربابی را

ای ساقی شور و شر هین عیش بگیر از سر
پر کن ز می احمر سغراق و شرابی را

بنما ز می فرخ این سو اخ و آن سو اخ
بربای نقاب از رخ معشوق نقابی را

احسنت زهی یار او شاخ گل بی‌خار او
شاباش زهی دارو دل‌های کبابی را

صد حلقه نگر شیدا زان باده ناپیدا
کاسد کند این صهبا صد خمر لعابی را

مستان چمن پنهان اشکوفه ز شاخ افشان
صد کوه چو که غلطان سیلاب حبابی را

گر آن قدح روشن جانست نهان از تن
پنهان نتوان کردن مستی و خرابی را

ماییم چو کشت ای جان سرسبز در این میدان
تشنه شده و جویان باران سحابی را

چون رعد نه‌ای خامش چون پرده تست این هش
وز صبر و فنا می‌کش طوطی خطابی را

حضرت مولانا
دیدگاه ها (۱)

پرو آن ربابی را بگو مستان سلامت می‌کنندوان مرغ آبی را بگو مس...

ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یاربشارتیست ز عمر عزیز #روی_نگارز...

ای مطرب عشق، ساز بنوازکان یار نشد هنوز دمسازدشنام دهد به جای...

من از مستی هراسم نیست از آن مستان بی مقدار می ترسم ز عشق هرگ...

زهی زیبا جمالی این چه روی استزهی مشکین کمندی این چه موی استز...

الا ای روی تو صد ماه و مهتابمگو شب گشت و بی‌گه گشت بشتابمرا ...

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود کان شاهد بازاری وان پرده ن...

زهی زیبا جمالی این چه روی استزهی مشکین کمندی این چه موی استز...

زهی زیبا جمالی این چه روی استزهی مشکین کمندی این چه موی استز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط