بسم الله و الحمدلله وصل الله علی محمد واله الطاهرین والعن
بسم الله و الحمدلله وصل الله علی محمد واله الطاهرین والعن الداءم علی اعداءهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین...
کتاب صحیح بخاری بزرگ ترین کتاب سنیها در جلد ۱ص۱۲۰و کتاب صحیح مسلم ج۳ص۱۲۵۹ و دیگر اسناد مانند احمدبن حنبل درمسندش ودیگران به سندصحیح متواتر روایت میکنند. عن بن عباس قال . لما حضر رسول الله و فی البیت رجال فیهم عمربن الخطاب فقال رسول الله هلم لی کتاب اکتب لکم کتاب لن تضلوا بعده ابدا فقال عمر بن الخطاب حسبنا کتاب الله فاختلفوا اهل البیت واختصموا فمنهم من یقول قربوا یکتب لکم رسول الله کتاب لن تضلوا بعده ابدا ومنهم من یقول ماقال عمر فالما کثروا الاختلاف قال رسول الله قوموا عنی قال بن عباس الرزیه کل الرزیه ماحال بین رسول الله و بین ان یکتب الکتاب.... بن عباس میگوید پیامبرفرمود برای من قلم وکاغذی بیاورید برای شما چیزی بنویسم که تا ابد گمراه نشوید عمر گفت کتاب خدا برای مابس است پس افراد خانه باهم جدال و باهم اختلاف کردند بعضی ازانها میگفتند که بیاورید قلم وکاغذ تا پیامبر برای شما چیزی بنویسد تاگمراه نشوید وبعضیا میگفتن همان چیزی که عمر گفت بن عباس میگوید بدبختی تمام بدختی اسلام ان وقت است که امر پیامبر را رد کردن و ان وصیت را ننوشت....
اولا باید توجه داشت که پیامبر هرانچه میگوید از طرف خداست وامرخداست به اسناد ایه وماینطق عن الهوی ان هو الاوحی یوحی پیامبر هرچه بگویدوحی خداست پس انجا که فرموده برای من کاغذ و قلم بیاورید به امر خدابوده پس هرکس این امر رانفی کند ورد کند یقینا امرخدارا نفی ورد کرده وکسی که امر هدایت ابدی را رد کند ونفی کند ایا مسلمان است یا کافر؟؟؟ روایت میگوید بعدازاینکه پیامبر امرکرد برایم کاغذ وقلم بیاورید اولین شخص و رایس کسانی که با وحی الهی مخالفت کردند عمربن خطاب بوده زیرا روایت میگوید فمنهم من یقول قربوا یکتب لکم رسول الله ومنهم من یقول ماقال عمر بعضی از اهل خانه میگویند انچه که پیامبر امر کرد ومنهم من یقول ماقال عمر وبعضی از انها میگویند انچه که عمر گفت پس اهل خانه که پراز صحابه بود و همه پیرو اوامر پیامبربودن و همه به یک امربودن بامخالفت عمر ومنافقان در خانه دو امرشد و با امر پیامبر که امر خداست مخالفت شد پس عمر سرگروه منافقان و مخالف پیامبر و یاران پیامبر بود و پیامبر امر به اوردن قلم وکاغذمیکرد و عمر ومنافقان مخالف پیامبر ویاران پیامبران بودن ومیگفتندکه قلم وکاغذنیاوریدکتاب خدابرای ماکافیست فمنهم من یقول قربوا یکتب لکم رسول الله از اهل خانه میگفتند قلم وکاغذبیاورید این اشخاص مومنان بودندویاران پیامبر ادامه روایت میگه ومنهم من یقول ماقال عمر و کسانی که حرف عمر را تکرارمیکردند اینا مخالف امرپیامبر که امرخداست هستند با سرگروهی عمربن خطاب زیرا خود روایت میگوید حرف عمر راتکرار میکردند فمنهم من یقول ماقال عمر . وحرف عمر مخالفت پیامبر بود.... پس ثابت شد عمر امر پیامبر را ردکرد و مانع شد وصیت نوشته نشه نوشته ای که مسلمانان تا ابد بوسیله ی این وصیت گمراه نمیشدن که بن عباس در ادامه روایت میگه بدبختی و تمام بدبختی اسلامی مانع شدن از نوشته شدن وصیه هست پس به اسناد صحیح خودشون و صحابه بزرگ بن عباس که خودسنیا ان را حبرامت میگویند به اسنادخود بن عباس تمام بدختی اسلام رد کردن امرپیامبر و ثابت شد عمر امر پیامبر را ردکرد پس عمر موجب تمام بدبختی اسلام است به اسناد صحیح خودشان
اما بعد وقتی که ثابت شد عمر امر پیامبر را ردکرد و باپیامبرمخالفت کرد و مایه بدبختی جهان اسلام شد قران حال کسانی که با پیامبر مخالفت میکنند وامرش را ردمیکنند شرح میدهد
سوره نساء۱۱۵ وکسانی که باپیامبر مخالفت کنند واز راه مومنان جدامیشوند انان را در جهنم می اندازیم و چه جایگاه بدی است... پس حال یا قران را قبول کنیم و اعتراف کنیم همین الان عمربن خطاب در جهنم میسوزد و عذاب بدی دارد یا به قران کافر بشیم ودلیل روشنتراز افتاب را ردکنیم وبراین عقیده کفر بمانیم این یک دلیل از هزاران دلیل کفریات عمربن خطاب از قران وسندصحیح سنی حال کمی این روایت را بیشتر بررسی کنیم در روایت عمر گفته کتاب خدا برای ما کافیست از این حرف عمر ثابت میشود که عمر با پیامبر دشمنی بسیار زیادی داشت و با این کارش میخواست مسلمانارو فقط وفقط به قران سوق دهد و انهارا از پیامبر واهل بیتش دورکند واین کارش بخاطر دشمنی با اسلام وپیامبراست زیرا همه میدانیم و حتی خود عمرهم میدانست که فقط قران کافی نیست به مثال نماز صبح که واجب است دو رکعت است اما قران این رانگفته و پیامبر و وصیتهای پیامبر این واجبات را به مایاد داده عمر هم یقینا این را میدانست که قران کافی نیست زیرا قران مبین میخواهد اما عمرچون با پیامبر و اهل بیتش و به کل اسلام مشکل داشت این کار را کرد و پیامبر ر
کتاب صحیح بخاری بزرگ ترین کتاب سنیها در جلد ۱ص۱۲۰و کتاب صحیح مسلم ج۳ص۱۲۵۹ و دیگر اسناد مانند احمدبن حنبل درمسندش ودیگران به سندصحیح متواتر روایت میکنند. عن بن عباس قال . لما حضر رسول الله و فی البیت رجال فیهم عمربن الخطاب فقال رسول الله هلم لی کتاب اکتب لکم کتاب لن تضلوا بعده ابدا فقال عمر بن الخطاب حسبنا کتاب الله فاختلفوا اهل البیت واختصموا فمنهم من یقول قربوا یکتب لکم رسول الله کتاب لن تضلوا بعده ابدا ومنهم من یقول ماقال عمر فالما کثروا الاختلاف قال رسول الله قوموا عنی قال بن عباس الرزیه کل الرزیه ماحال بین رسول الله و بین ان یکتب الکتاب.... بن عباس میگوید پیامبرفرمود برای من قلم وکاغذی بیاورید برای شما چیزی بنویسم که تا ابد گمراه نشوید عمر گفت کتاب خدا برای مابس است پس افراد خانه باهم جدال و باهم اختلاف کردند بعضی ازانها میگفتند که بیاورید قلم وکاغذ تا پیامبر برای شما چیزی بنویسد تاگمراه نشوید وبعضیا میگفتن همان چیزی که عمر گفت بن عباس میگوید بدبختی تمام بدختی اسلام ان وقت است که امر پیامبر را رد کردن و ان وصیت را ننوشت....
اولا باید توجه داشت که پیامبر هرانچه میگوید از طرف خداست وامرخداست به اسناد ایه وماینطق عن الهوی ان هو الاوحی یوحی پیامبر هرچه بگویدوحی خداست پس انجا که فرموده برای من کاغذ و قلم بیاورید به امر خدابوده پس هرکس این امر رانفی کند ورد کند یقینا امرخدارا نفی ورد کرده وکسی که امر هدایت ابدی را رد کند ونفی کند ایا مسلمان است یا کافر؟؟؟ روایت میگوید بعدازاینکه پیامبر امرکرد برایم کاغذ وقلم بیاورید اولین شخص و رایس کسانی که با وحی الهی مخالفت کردند عمربن خطاب بوده زیرا روایت میگوید فمنهم من یقول قربوا یکتب لکم رسول الله ومنهم من یقول ماقال عمر بعضی از اهل خانه میگویند انچه که پیامبر امر کرد ومنهم من یقول ماقال عمر وبعضی از انها میگویند انچه که عمر گفت پس اهل خانه که پراز صحابه بود و همه پیرو اوامر پیامبربودن و همه به یک امربودن بامخالفت عمر ومنافقان در خانه دو امرشد و با امر پیامبر که امر خداست مخالفت شد پس عمر سرگروه منافقان و مخالف پیامبر و یاران پیامبر بود و پیامبر امر به اوردن قلم وکاغذمیکرد و عمر ومنافقان مخالف پیامبر ویاران پیامبران بودن ومیگفتندکه قلم وکاغذنیاوریدکتاب خدابرای ماکافیست فمنهم من یقول قربوا یکتب لکم رسول الله از اهل خانه میگفتند قلم وکاغذبیاورید این اشخاص مومنان بودندویاران پیامبر ادامه روایت میگه ومنهم من یقول ماقال عمر و کسانی که حرف عمر را تکرارمیکردند اینا مخالف امرپیامبر که امرخداست هستند با سرگروهی عمربن خطاب زیرا خود روایت میگوید حرف عمر راتکرار میکردند فمنهم من یقول ماقال عمر . وحرف عمر مخالفت پیامبر بود.... پس ثابت شد عمر امر پیامبر را ردکرد و مانع شد وصیت نوشته نشه نوشته ای که مسلمانان تا ابد بوسیله ی این وصیت گمراه نمیشدن که بن عباس در ادامه روایت میگه بدبختی و تمام بدبختی اسلامی مانع شدن از نوشته شدن وصیه هست پس به اسناد صحیح خودشون و صحابه بزرگ بن عباس که خودسنیا ان را حبرامت میگویند به اسنادخود بن عباس تمام بدختی اسلام رد کردن امرپیامبر و ثابت شد عمر امر پیامبر را ردکرد پس عمر موجب تمام بدبختی اسلام است به اسناد صحیح خودشان
اما بعد وقتی که ثابت شد عمر امر پیامبر را ردکرد و باپیامبرمخالفت کرد و مایه بدبختی جهان اسلام شد قران حال کسانی که با پیامبر مخالفت میکنند وامرش را ردمیکنند شرح میدهد
سوره نساء۱۱۵ وکسانی که باپیامبر مخالفت کنند واز راه مومنان جدامیشوند انان را در جهنم می اندازیم و چه جایگاه بدی است... پس حال یا قران را قبول کنیم و اعتراف کنیم همین الان عمربن خطاب در جهنم میسوزد و عذاب بدی دارد یا به قران کافر بشیم ودلیل روشنتراز افتاب را ردکنیم وبراین عقیده کفر بمانیم این یک دلیل از هزاران دلیل کفریات عمربن خطاب از قران وسندصحیح سنی حال کمی این روایت را بیشتر بررسی کنیم در روایت عمر گفته کتاب خدا برای ما کافیست از این حرف عمر ثابت میشود که عمر با پیامبر دشمنی بسیار زیادی داشت و با این کارش میخواست مسلمانارو فقط وفقط به قران سوق دهد و انهارا از پیامبر واهل بیتش دورکند واین کارش بخاطر دشمنی با اسلام وپیامبراست زیرا همه میدانیم و حتی خود عمرهم میدانست که فقط قران کافی نیست به مثال نماز صبح که واجب است دو رکعت است اما قران این رانگفته و پیامبر و وصیتهای پیامبر این واجبات را به مایاد داده عمر هم یقینا این را میدانست که قران کافی نیست زیرا قران مبین میخواهد اما عمرچون با پیامبر و اهل بیتش و به کل اسلام مشکل داشت این کار را کرد و پیامبر ر
- ۵.۹k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط