گوشهے ابرۅ ڪه با چشمت تبانے میڪند
گوشهے ابرۅ ڪه با چشمت تبانے میڪند
این دل خامۅش را آتش فشانے میڪند
عاشقت نصف جهـان هستند، اما آخرش
لهجهات آن نصفه را هم اصفهانے میڪند
چای را بیپولکے خوردن صفا دارد، اگر
حبه قندے مثل تۅ شیرین زبانے میڪند
گاه میخواهد قلم در شعر تصویرت ڪند
عفۅ ڪن اۅ را اگر گاهے جوانے میڪند
رۅی زردے دارم اما ڪس نمیداند درست
آنچه با من عطر شالے ارغوانے میڪند
عاشق چشمت شدم، فرقے ندارد بعد از این
مهربانـے میڪند ، نامهربانے میڪند
مـاه من! شعرم زمینے بۅد اما آخرش
عشق تۅ یک روز ما را آسمانے میڪند
این دل خامۅش را آتش فشانے میڪند
عاشقت نصف جهـان هستند، اما آخرش
لهجهات آن نصفه را هم اصفهانے میڪند
چای را بیپولکے خوردن صفا دارد، اگر
حبه قندے مثل تۅ شیرین زبانے میڪند
گاه میخواهد قلم در شعر تصویرت ڪند
عفۅ ڪن اۅ را اگر گاهے جوانے میڪند
رۅی زردے دارم اما ڪس نمیداند درست
آنچه با من عطر شالے ارغوانے میڪند
عاشق چشمت شدم، فرقے ندارد بعد از این
مهربانـے میڪند ، نامهربانے میڪند
مـاه من! شعرم زمینے بۅد اما آخرش
عشق تۅ یک روز ما را آسمانے میڪند
- ۵۳۸
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط