Intertwined fate of two enemies-part 3
سونگمین:تو.. منو میشناسی؟
چان پوزخندی زد و سونگمین رو سمت در هل داد و اونو بین خودشو در،گیر انداخت.
چان:مگه میشه پسر معروف خانواده کیم رو نشناسم؟
سونگمین به معنای واقعی بدبخت شده بود. هیچ وقت فکرشو نمیکرد یه روز به خاطر مستی با دشمنش بخوابه و اینجوری خودشو بدبخت کنه.
چان:چی شده؟ موش زبونتو خورده؟
سونگمین:دیشبو فراموش کن و بذار من برم. نه من به کسی میگم دیشب چی شده نه تو بگو
چان:چی باعث شد فکر کنی من قراره فراموش کنم؟
سونگمین:برای هر دومون بد میشه اگر کسی بفهمه
چان:قرار نیست خانواده هامون بفهمن و این میشه یه راز کوچولو بین من و تو پسر کوچولو
سونگمین:منو اینجوری صدا نکن! حالا هم برو اونور میخوام برم
چان:الان میذارم بری ولی فکر نکن همه چی تموم شده پسر کوچولو!
سونگمین اونو هل داد تا خودشو ازاد کنه و بعد سریع از عمارت کریستوفر خارج شد. تمام راه برگشت که داشت پیاده میرفت به این فکر میکرد که چقدر میتونه بدبخت باشه که سر مستی اونم نه با هر کسی با پسر دشمن پدرش بخوابه. تنها کسی که میتونست الان این موضوع رو باهاش درمیون بذاره دوست صمیمیش فلیکس بود. باهاش تماس گرفت و امیدوارم بود جواب بده چون فلیکس توی این تایم یا هنوز خواب بود یا سر کلاس های دانشگاه. خوشبختانه خواب بود و با اینکه کلی فحش بار سونگمین کرد گوشی رو جواب داد
فلیکس:چیه این وقت صبح؟
سونگمین:این وقت صبح؟ یه جوری میگی انگار 5 صبحه، برادر ساعت 10 عه چقدر میخوابی؟
فلیکس:دیشب تا صبح بیدار بودم درس میخوندم. حالا بگو ببینم کارت چیه؟
سونگمین:من یه گندی زدم پاشو بیا دنبالم که بدبخت شدم لیکس
فلیکس:چه کار کردی مگه؟ خونه ای؟
سونگمین:نه برات ادرس رو میفرستم.
سونگمین ادرسش رو برای فلیکس فرستاد و بعد از نیم ساعت فلیکس رسید به لوکیشن سونگمین و باهم راه افتادن سمت خونه فلیکس
فلیکس:خب بگو ببینم چه گندی زدی این بار؟!
سونگمین:دیروز با بابام بحثم شد. بعدش رفتم بار همیشگی و نمیدونم چقدر خوردم که دیگه حالم دست خودم نبود و...
فلیکس:مست شدی و با یکی خوابیدی؟
جوری فلیکس از شوکه شدن پاشو روی ترمز گذاشت که اگر کمربند ایمنی نبود هر دوتاشون خورده بودن توی شیشه
سونگمین:نه با هر کسی.. اگر با یه فرد معمولی بود باز چیزی نبود... من با کریستوفر بنگ خوابیدم
فلیکس:شوخی خوبی نیست سونگمین اصلا شوخی خوبی نیست
«زیاد لایک نکرده بودیدا ولی چون چند نفری کامنت گذاشته بودن این پارتو گذاشتم. لایک کنید من زود به زود پارتا رو اپلود کنم»
#استری_کیدز #فیکشن #سناریو #چانمین
چان پوزخندی زد و سونگمین رو سمت در هل داد و اونو بین خودشو در،گیر انداخت.
چان:مگه میشه پسر معروف خانواده کیم رو نشناسم؟
سونگمین به معنای واقعی بدبخت شده بود. هیچ وقت فکرشو نمیکرد یه روز به خاطر مستی با دشمنش بخوابه و اینجوری خودشو بدبخت کنه.
چان:چی شده؟ موش زبونتو خورده؟
سونگمین:دیشبو فراموش کن و بذار من برم. نه من به کسی میگم دیشب چی شده نه تو بگو
چان:چی باعث شد فکر کنی من قراره فراموش کنم؟
سونگمین:برای هر دومون بد میشه اگر کسی بفهمه
چان:قرار نیست خانواده هامون بفهمن و این میشه یه راز کوچولو بین من و تو پسر کوچولو
سونگمین:منو اینجوری صدا نکن! حالا هم برو اونور میخوام برم
چان:الان میذارم بری ولی فکر نکن همه چی تموم شده پسر کوچولو!
سونگمین اونو هل داد تا خودشو ازاد کنه و بعد سریع از عمارت کریستوفر خارج شد. تمام راه برگشت که داشت پیاده میرفت به این فکر میکرد که چقدر میتونه بدبخت باشه که سر مستی اونم نه با هر کسی با پسر دشمن پدرش بخوابه. تنها کسی که میتونست الان این موضوع رو باهاش درمیون بذاره دوست صمیمیش فلیکس بود. باهاش تماس گرفت و امیدوارم بود جواب بده چون فلیکس توی این تایم یا هنوز خواب بود یا سر کلاس های دانشگاه. خوشبختانه خواب بود و با اینکه کلی فحش بار سونگمین کرد گوشی رو جواب داد
فلیکس:چیه این وقت صبح؟
سونگمین:این وقت صبح؟ یه جوری میگی انگار 5 صبحه، برادر ساعت 10 عه چقدر میخوابی؟
فلیکس:دیشب تا صبح بیدار بودم درس میخوندم. حالا بگو ببینم کارت چیه؟
سونگمین:من یه گندی زدم پاشو بیا دنبالم که بدبخت شدم لیکس
فلیکس:چه کار کردی مگه؟ خونه ای؟
سونگمین:نه برات ادرس رو میفرستم.
سونگمین ادرسش رو برای فلیکس فرستاد و بعد از نیم ساعت فلیکس رسید به لوکیشن سونگمین و باهم راه افتادن سمت خونه فلیکس
فلیکس:خب بگو ببینم چه گندی زدی این بار؟!
سونگمین:دیروز با بابام بحثم شد. بعدش رفتم بار همیشگی و نمیدونم چقدر خوردم که دیگه حالم دست خودم نبود و...
فلیکس:مست شدی و با یکی خوابیدی؟
جوری فلیکس از شوکه شدن پاشو روی ترمز گذاشت که اگر کمربند ایمنی نبود هر دوتاشون خورده بودن توی شیشه
سونگمین:نه با هر کسی.. اگر با یه فرد معمولی بود باز چیزی نبود... من با کریستوفر بنگ خوابیدم
فلیکس:شوخی خوبی نیست سونگمین اصلا شوخی خوبی نیست
«زیاد لایک نکرده بودیدا ولی چون چند نفری کامنت گذاشته بودن این پارتو گذاشتم. لایک کنید من زود به زود پارتا رو اپلود کنم»
#استری_کیدز #فیکشن #سناریو #چانمین
- ۸.۲k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط