{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( بوسه دردناک )

( بوسه دردناک )
پارت ۸۶

پست بعدی اسلاید لباس الکس

تهیونگ: من جلو راه نبودم تو یهویی چرخیدی
تند پلک زد و چشم به تهیونگ انداخت ... کربات شلش و لباس نارمت اش موهای ای که حالا تار های روی پیشانی اش ریخته بود و بقیه سر جای خودشان بودن چشم های هسته اش به شدت معلوم بود الکس تند به خودش اومد سپس با جدیت از کنارش رد شد در حالی که هنوز هم قلب نگرانش همان جا جلو تهیونگ ایستاده بود
بعد از برداشت گوشی به سمت اتاقش رفت بلافاصله سمت کمش رفت تنها یک پیراهن صورتی رنگ همراه با شلوار جین تند و چسپیده به تنش موهایش را با کش مو بست سپس از اتاق خارج شد و تند به سالم رفت صدا های به گوشش خورد آن هم صدا های ظرف به خوبی تشخیص داد که ته مین هست
وارد آشپزخانه شد و دخترکش که صندلی کنار کابین گذاشته و رویش اینستدع شلوارک همراه با تیشرت آبی رنگ که هم رنگ تیشرت تهیونگ بود همان تیشرت ای که در کمش دیده بود مخصوصا حالا که آستین هایش را تا کرده بود چشم های قهوه ای سوخته که از پدرش کشیده بود یا آن اخلاق تندش
بلافاصله سمتش هجوم برد و افکارش را کنار گذاشت موهای دخترش را ناز کرد و گفت
الکس. : خب داری چیکار می‌کنی ..
ته مین : دارم دستامو میشولم
الکس : خوبه پس منم دستامو بشورم
مشفول شستند دست هایش شد و با کنجکاوی گفت..
الکس : چی بپزیم ؟
ته مین : نمی‌دونم از تیونگ بپرسم
الکس تند گفت..... الکس : نیازی نیست اون تو اتاقشه
ته مین تند و با چشم های گشاد گفت... ته مین : با بابایی دعوا کردی ؟
الکس : نه بعدشم شما کاریت نباشه ... جوو رو دوست نداشت و تند عوض کرد
الکس : چی درست کنیم ؟ ...‌‌ ته مین باز هم با لحن سابق گفت
ته مین : از تیونگ بپرسم ..
الکس عصبی به شدت آن هم از دست دخترکش اصلا نمیخواست هیچ وقت باهاش چشم تو چشم بشه سمته یخچال. رفت وتند مواد غذایی را برداشت .. در حالی که مشفول کشتن چیزی بود گفت
الکس : پاستا چطوره ؟ ... با ناز و کیوتی گفت
ته مین : نه نمیخوام
الکس در یخچال را پست و روی اپن مواد را گذاشت
الکس : میخواهم گیمباپ کامجاتانگ سامگیتانگ تتئوکبوکی.. درست کنم نظرت چیه ... ته مین از روی صندلی روی زمین ایستاد سپس سری تکون داد و گفت ... ته مین. : خوبه ولی باید با تیونگ هم حرف بزنیم
الکس کلافه گفت
الکس ؛ لجباز برو ببین فکر کنم تو اتاقش باشه
ته مین .. با دویدن رفت الکس سری تکون داد سپس بعد از برداشت پیشبند آستین هایش را بلند کرد ..... اسلاید ها غذا را می‌زارم تا خوب بفهمید الکس با آن رفتار خانمش چجور غذا ای درست کرد
دیدگاه ها (۳)

ادامه پارت ۱تهیونگ سرش رو به نشونه تأیید تکون داد. «آره. چون...

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

قسمت یازده

راز خون پارت سوم

پارت 36صدایِ چرخشِ کلید توی قفلِ درِ ورودی، مثل آژیرِ خطر تو...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

شاگرد لوس من

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 162✦...................

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط