{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی باران ، بوی نم ، یک کوچه ی تنها و من

بوی باران ، بوی نم ، یک کوچه ی تنها و من
بغض سنگین، بوی غم، یک عالمه رؤیا ومن

وقت رفتن چشم من پای دلت افتاده بود
چشم گریان، دست لرزان،شد دلی رسوا ومن
.
همچو یعقوب از فراقت دیده ام خشکیده است
بوی پیراهن ز کنعان، منتظر ، شیدا و من
.
دل ، غزالی خسته، پایش بسته در زنجیر عشق
عشق را اما چه سود؟ از رفتنت سودا و من

تا تو رفتی گرد غم بر روح و بر جانم نشست
کِی شود آرام این دل ؟ چشم بر فردا و من...
دیدگاه ها (۳)

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کندگر نباشی در وجودم ...

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پرده ی خلوت این غمکده با...

گاهی به خدا نفس کشیدن سخت استیعنی نفسی تو را ندیدن سخت استبا...

چنگ میزنم ب خیالتمشتم را ک باز میکنم غمگین تر میشومعطر دست ه...

بوی باران ، بوی نم ، یک کوچه ی تنها و منبغض سنگین، بوی غم، ی...

بوی باران ، بوی نم ، یک کوچه ی تنها و منبغض سنگین، بوی غم، ی...

بوی باران ، بوی نم ، یک کوچه ی تنها و منبغض سنگین، بوی غم، ی...

بوي باران ، بوي نم ، يك كوچه ي تنها و منبغض سنگين، بوي غم، ي...

بوی باران ، بوی نم ، یک کوچه ی تنها و منبغض سنگین، بوی غم، ی...

بوی باران ، بوی نم ، یک کوچه ی تنها و منبغض سنگین، بوی غم، ی...

بوی باران ، بوی نم ، یک کوچه ی تنها و منبغض سنگین، بوی غم، ی...

بوی باران ، بوی نم ، یک کوچه ی تنها و منبغض سنگین، بوی غم، ی...

بوی باران ، بوی نم ، یک کوچه ی تنها و منبغض سنگین، بوی غم، ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط