{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهادت نردبان آسمان بود

شهادت نردبان آسمان بود
شهادت آسمان را نردبان بود
چرا برداشتند این نردبان را؟
چرا بستند راه آسمان را؟
مرا پایی به دست نردبان بود
مرا دستی به بام آسمان بود
تو بالا رفته ای من در زمینم
برادر، روسیاهم، شرمگینم
مرا اسب سپیدی بود روزی
شهادت را امیدی بود روزی
در این اطراف، دوش ای دل تو بودی!
نگهبان دیشب، ای غافل تو بودی!
دیدگاه ها (۱)

#تکپارتیموضوع:(وقتی به عنوان همسرش میری کنسرت)جونگین/ا.تجونگ...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

P : 25

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

شهادت آسمان را نردبان بودچرا برداشتند این نردبان را؟چرا بستن...

رفیقانم دعا کردند و رفتندمرا زخمی رها کردند و رفتندرها کردند...

سبک بالان خرامیدند و رفتندمرا بیچاره نامیدند و رفتندسواران ل...

.سبک بالان خرامیدند و رفتندمرا بیچاره نامیدند و رفتندسواران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط