***

***

آفتاب لب بامم، پدرِ گریه منم

علی اوسطم و پیر عزا و مَحنم

قسمت این بود كه با گریه شوم هم بیعت

یادگاریِ غریبِ پدری بی كفنم

آب شد پیكر من از غم دروازه شام

ردی از سلسله ها هست به روی بدنم

یوسفی بودم و از حادثه یعقوب شدم

پسر خسته دل كشته بی پیرهنم

ابكی ابكی لحسین بن علی العطشان

شهرۀ شهر شده گریه دشمن شكنم

كاش در لحظه دفن پدرم می مردم

آن كه بوسید چو عمه رگ حلقوم، منم

شیرم از حیلۀ روباه ندارم باكی

من كه دل گرم به خون خواهی ابن الحسنم

قبلهٔ گریه كنان همه عالم هستم

آخرین غصه جان سوز محرم هستم

رمقی نیست در این پای پر از آبله ام

بی قیام است چو زینب همه شب نافله ام

كمرم را غم شش ماهه برادر تا كرد

کشته ام كشتۀ تیر سه پر حرمله ام

ای پدر دل ز فراق تو به جان آمده است

مثل زهرای حرم خسته ازین فاصله ام

تا به كی زار زدن یاد تن نحر شده؟

شاهد سوختهٔ سوختن قافله ام

آتش از این تن بیمار خجالت نكشید

هم تنم سوخت وَ هم این دل پر از گله ام

در چهل روز فقط خوردن خون كارم بود

شد شكسته همه شب حرمتم و نافله ام

اربعینی به دلم غربت و غم نازل شد

من حسینی شدم و عمه ابوفاضل شد
دیدگاه ها (۳)

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

عاشقانه های شبنم

ابلیس

ندیدی تو آن درد بیدادگرپسر غرق خون روی دست پدراز آن نعرهٔ در...

بار ای بارون ببار، بر دلم گریه کن خون بباربر شب تیره چون زلف...

داغ تو را جنون کنم! دیده ز اشک، خون کنم…با تن پاره، چون کنم؟...

http://dnl.3eke.ir/dnl/madahi/karimi/ey.baron.zip ببار ای با...

اندر این شهر کسی محرم اسرارم نیستهیچ کس همدم این قلب گرفتارم...

شب شام غریبان امام حسین(ع) بر زینب(س)چه گذشت؟...************...

اون که به من تو زندگی غصه میده تو هستیاون که برای موندنت جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط