امشب شده ام مست که مستانه بگریم
امشب شده ام مست که مستانه بگریم
بگذار شبی، گوشه یِ میخانه بگریم
زآن آمده ام مست در این میکده کامشب
بر قهقهه یِ ساغر و پیمانه بگریم
افسانه یِ دل قصه پُر رنج و ملالیست
بگذار بر این قصه و افسانه بگریم
ای عقل، تو بر عاشق دیوانه بخندی
من نیز به هر عاقل و فرزانه بگریم
طفل دل من باز تو را می طلبد باز
بگذار بر این طفل یتیمانه بگریم
امشب ز چه رو در وطن خویش غریبم
بگذار در این شهر غریبانه بگریم
آن طایر زیبای مرا بال ببستند
شبها به پرافشانی پروانه بگریم
بیژن ترقی
بگذار شبی، گوشه یِ میخانه بگریم
زآن آمده ام مست در این میکده کامشب
بر قهقهه یِ ساغر و پیمانه بگریم
افسانه یِ دل قصه پُر رنج و ملالیست
بگذار بر این قصه و افسانه بگریم
ای عقل، تو بر عاشق دیوانه بخندی
من نیز به هر عاقل و فرزانه بگریم
طفل دل من باز تو را می طلبد باز
بگذار بر این طفل یتیمانه بگریم
امشب ز چه رو در وطن خویش غریبم
بگذار در این شهر غریبانه بگریم
آن طایر زیبای مرا بال ببستند
شبها به پرافشانی پروانه بگریم
بیژن ترقی
- ۳.۷k
- ۰۲ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط