{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد دوری

"دره دوری "
پارت 13
از زبان مایکی
تصمیمو گرفتم
باید باهمه در میون بزارم
باید یک جلسه بزارم
همینطوری داشتم فکر میکردم که در باز شد
ثانا بود
ثانا : مایکیییییییییییییی دوریاکی درست مردم میخورییییییییی
مایکی : اره بیار باهم بخورم
ثانا : بلشهههههههه
ثانا دختر بانمکی اون پیشی خودمه
کم کم داره احساساتش بهتره میشه
البته فکر کنم
ثانا امد سمتم و داشت دورو ورو نگاه میکرد تا گفتم
مایکی : صندلی ندارم بیا رو پام بشین
ثانا : نمیخدا بابا من سنگینم همینطوری وایمیستم
با دوریاکی بقولیم
مایمی : بیا دوریاکی بقولیم اما قبلش
بلند شدم و ثانا بغل کردم و گذاشتمش رو پام (لعنت بر هرکی منخرف شده
حیا کنید حیااااااا)
مایکی : همینطوری میشنی
خیلی سبکی وایستا تو اصلا غذا میخوری
یک بچه گربه از تو سنگین تره ها
ثانا : منو با گربه مقایسه میکنی
مایکی : اره چون تو گربه ای منوی
پانا : باشه حالا بیا دوریاکی بقولیم
مایکی :باشه
ثانا همینطوری که داشت دوریاکی از صبدی که توش گذاسته بود در میاورد
نگاه میکردم
واقع دلم بزارش تنگ شده بود
با اینکه هرشب خفتش میکنم بغل خودم بخوابه اخرین باز ران و ریندی کلی غر زدن که اونا هم میخوان شب ثانا بلغشون باشه ولی بازم دلم میخواد بغلش منم (من دلم بغل میخواد ولی تنهام تنها تز از هرجی که غکر کنیدن )
ثانا : بیا مایکی بقول
ثانا یک دوریاکی داد دستم خودشم یکی برداشت و خورد
منو شروع به خورد کردم
تا یک گاز زدم پشمام ریخت
خیلی خوشمزه بود
ثانا :خوب شده مایکی
مابکی: اره ولی میدونب یک چیز دیگه هست که خیلی خوشمزه تره
ارم امد لپشو گاز گرفتم
مایکی : تو خوشمزه تری (یا خداااااااااتااا)
ثانا : یاخدا برادرم منو از خجالت میکشی هاااااااااا
مایکی : نگران نباش
سانزو : ثاااااااااااااااااااااااااااااناااااااااااااااااااااااااااا تووووووووووولههههههههسگگگگگگگگگگگ بیااااااااااااااا اینحاااااااااااا
ثانا : یا خدا مایکی من برم که فکر کنم فهمید بجای قرصای ارمش بخش بهش ابنبات دادم (داداش اون قرصصا حرمت داااره )
داشتم نگاهش میرم که سانزو درو باز کرد
سانزو : اینجای توله سگ
ثانا : یا خدا
سانزو : ببینم تو با اون ران سگ دست به یکی کردین ریدن به موهام
ثانا : شک
مایکی : جیکار کرده
سانزو :
(خدای اتقدر خودم حواسم با نوشت پرت شد که داشت طولانی میشد
حالا یا حمایت میکنید یا برم خودم بکشم
فالو یادتان نردو دوساان
مدبونین فکر کنین رفیقام منو جر داد چون ادامه نمیدادم و یمی دبکه میخ‌واست کهر کنه )
دیدگاه ها (۱۰)

فرشته کوچولو ۳......پارت ۲

stolen

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

پارت ۱۳#عمارت_بونتن_با_حضور_دو_سانو_ی_اعظم ●●●●●●●●●■■■■○■■■...

کسخلان گروگان

سناریو بونتن پارت ۷

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط