{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنکه بر خوان غم عشق تو مهمانم کرد

آنکه بر خوان غم عشق تو مهمانم کرد
خاطرش شاد که شرمنده ی احسانم کرد


گفته بودم که ننوشم می و عشرت نکنم
فصل گل آمد و از گفته پشیمانم کرد


جان من از مرض عشق بفرمان تو شد
نازم آن درد که شایسته ی درمانم کرد


هدهد باد صبا نامه ی بلقیس وشی
بر من آورد و از آن نامه سلیمانم کرد


آنکه از برگ گلش خار خلد بر کف پا
چشم بد دور که جان سر م‍ژگانم کرد


گر دلت سنگ بود میشود از غصه کباب
گر بگویم که فراق تو چه با جانم کرد


دوش از زلف شکن در شکنت باد صبا
بسکه آشفته به من گفت پریشانم کرد


بی تو ای غنچه دهانسیر گل و گردش باغ
غنچه سان، تنگدل و سر بگریبانم کرد


آفرین بر قلم شهد فشانت "آتش"
که ز شیرین سخنی شهره ی ایرانم کرد
دیدگاه ها (۱۱)

آنکه برخوان غم عشق تو مهمانم کرد خاطرش شاد که شرمنده احسانم ...

.ای غنچه ی گلِِِ باد صبا می آید.آن بلبل شوریده نوا می آید.جا...

(گرامی باد روز شمس تبریزی) دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان ...

تو اگر خنده کنی دل ضربان میگیرداسکلت در وسط معرکه،جان میگیرد...

تو اگر خنده کنی دل ضربان میگیرداسکلت در وسط معرکه،جان میگیرد...

تو اگر خنده کنی دل ضربان میگیرداسکلت در وسط معرکه،جان میگیرد...

زینب کبری (س) گل بی خار عشق.شیر زن ای قافله سالار عشق...

تو اگر خنده کنی دل ضربان میگیرداسکلت در وسط معرکه،جان میگیرد...

تو اگر خنده کنی دل ضربان می گیرداسکلت در وسط معرکه،جان می گی...

تقدیم به روناک عزیزم💖 😘 😍 @ronakeftekhariتو اگر خنده کنی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط