{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انسان ها دو نوعند ...

در یکی از مدارس،
دور افتاده یاسوج معلمی دچار مشکل شد و موقتا برای یک ماه معلم جایگزینی بجای او شروع به تدریس کرد. این معلم جایگزین در یکی از کلاسها سوالی از دانش آموزی کرد که او نتوانست جواب دهد، بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن و او را مسخره می کردند.
معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از اعتماد بنفس پایینی برخوردار است و همواره توسّط هم کلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.
زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند، معلّم آن دانش آموز را فرا خواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده، آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند.
در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند، دستش را بالا ببرد.
هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند.
تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.
بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند.
معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند.
در طول این یک ماه، معلّم جدید هر روز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد.
کم کم نگاه همکلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد.
دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.

#ادامه_در_کامنت_اول
دیدگاه ها (۵)

دانش آموز سیزده ساله انگلیسی بخاطر پوشیدن جوراب کوتاه جریمه ...

‏ دم تکون دادن خاله الهام برای صهیونیست‌ها این بار با منع کر...

مدرسه رفتن به سبک ولیعهد

این فیلم‌هایی که از رقصیدن معلم‌ها توی مدارس در میاد واقعا ن...

بچه ها صحبتی دارم باهاتونامروز آخرین روز تابستونه و وارد فصل...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۲هنو...

داستان کودکانه «رقصِ گرانش در تالارِ تعادل» به نویسندگی رزیت...

زمان شاه تو مدرسه بهمون موز میدادن

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَن...

🎬 نام فارسی: مدرسهٔ خدایان: دانش‌آموز بازماندهنام انگلیسی: K...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط