نمی نویسم ...

نمی نویسم ...

چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم رانمی خوانی

حرف نمی زنم...

چون می دانم هیچ گاه حرف هایم رانمی فهمی

نگاهت نمی کنم...

چون تواصلانگاهم رانمی بینی

صدایت نمی زنم...

زیرااشک های من برای توبی فایده است

فقط می خندم...

چون تودرهرصورت می گویی من دیوانه ام
دیدگاه ها (۲)

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

عاشقانه های شبنم

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

تنهاییم را پنهان می کنم...در " نوشته هایم " درد دلم را...در ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

نیایش صبحگاهی 🌻🍃🌼پـــــــروردگارا.....دست نیاز را به درگاه ت...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط