{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

***** دردِ انتظار *****

***** دردِ انتظار *****

نیست دردی همچو دردِِ انتظار .
چشم و دل بر راه و دائم بی قرار .

آفتِ جان است این درد و بلا .
کز تنِ عاشق , بر آرَد بس دمار .

دودِ آه , از سینه دائم رو به اوج .
دیدگان غرقه به خون و اشکبار .

وای بر جان و تنِ هجران زده .
وای از غم هایِ بی حدّ و شمار .

تا نباشی منتظر. , بیگانه ای .
با چنین رنجی , ز. چرخِ کجندار .

با مدارا , غوره حلوا می شود .
صبر می باید دل و امّیدوار .

شامِ این هجر عاقبت گردد سحر .
بر خزان چیره شود , پیکِ بهار .

ای عظیم این تار و پودِ من بُوَد .
همچنان بر وعده یِ حق : استوار .

* کاش اندر این نشیبِِ زندگی .
بخت گردد با دلِ من : غمگسار .
===================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان .
دیدگاه ها (۱۱)

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

((( گفتگو با دل )))ای دل بشکسته , درمانت چه شد ؟یوسفِ طبعِ...

((( زخمِ هجران )))آه چون با ناله سودا میشود .رازِ م...

زنی، در شعرهای من، عروس فصل باران استدل پاییزی‌اش دائم، اسیر...

((( گفتگو با دل )))ای دل بشکسته , درمانت چه شد ؟یوسفِ طبعِ...

در دلمـ افتاد مرگی همچو برگی در خزانای خزان آرزوهایمـ بهار م...

((تقدیم به ارواح اموات ویسگونیها )) ((روحشان شاد ویادشان گر...

*** بهاران ***غم مخور ای دل , بهاران می رسد .زخمِ هجران...

آتشِ هجران زده بر خرمن جانم لهیبسوزم اندر اشتیاقِ دیدنِ روی ...

با سلام, از درگاه قادرمطلق آرزومندمانتظار همه عزیزان همچون ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط