{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر بزرگم آخرِ همه ی تلفن هایش میگفت:

مادر بزرگم آخرِ همه ی تلفن هایش میگفت:
کاری نداشتم که!
زنگ زده بودم صداتون را بشنوم
ما هم که جوان و جاهل،
چه می دانستیم صدا با دل ِ آدم
چه می کند...

روحت شاد❤


#
دیدگاه ها (۰)

بعضی رفتهای چیز از آدم کم‌می‌کندکه هیچ وقتبه نبودنش عادت نمی...

گاهی به خودم میگویم کاش دوستت نداشتم؛ نه از آن رو که دوست دا...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

چند پارتی

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

شخصیت‌های داستان اتفاق ممنوعه ✦🖤 BTSRM | کیم نامجونرهبر گروه...

داستان کودکانه «نیکی کوچولو و قلب مهربان» به نویسندگی رزیتا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط