{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب‌های تو لب نیست! عذابی‌ست الهی

لب‌های تو لب نیست! عذابی‌ست الهی
باید که عذابی بچشم گاه به گاهی

در لحظه‌ی دیدار تو، گفتم که بعید است
چشمان تو من را نکشاند به تباهی

لب‌های تو نایاب‌تر از آب حیات است
تو سوزن پنهان شده در خرمن کاهی

این کار خدا بوده که یکباره بیفتد
در تنگ بلور شب و من مثل تو ماهی

ای شاخه نبات غزل حافظ شیراز !
معشوقه‌ی مایی، چه بخواهی چه نخواهی!!
دیدگاه ها (۹)

دلبر شیرین بازیگوش من...عطر تو پیچیده در آغوش من...شهر از بو...

.تو مراآنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چون...

زلف را شانه مزن ، شانه به رقص آمده استمن که هیچ... آینه ی خا...

لب‌های تو لب نیست! عذابی‌ست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گا...

لب های تو لب نیست! عذابی ست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گا...

لب‌های تو لب نیست عذابی‌ست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گاه...

لب هاي تو لب نيست ! عذابيست الهيبايد كه عذابي بچشم گاه به گا...

لب های تو لب نیست ! عذابیست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گا...

لب های تو لب نیست ! عذابیست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گا...

لب های تو لب نیست ! عذابیست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گا...

لب های تو لب نیست ! عذابیست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط