{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا تقسیم ڪن این فرصت دیدار را با من

بیا تقسیم ڪن این فرصت دیدار را با من
بغل ڪن زیر باران، عطر گندمزار را با من

خدا فندڪ ڪہ زد با آذرخشش، پڪ بزن سنگین
اگر شد دود ڪن یڪ نخ، دو نخ سیگار را با من

بخند و خانہ را نقاشے از رنگ لبانت ڪن
پر از رزهاے قرمز ڪن در و دیوار را با من
دیدگاه ها (۲۱)

چون برکه ی یخ بسته؛پر از حسرتم،ای ماه...دل،بی توچه شب های در...

ترس یعنیباران بیایدمن و تو زیر یک چتر باشیم.من با تو حرف بزن...

میگویند منبر را از چوب درخت گردو میسازند که بسیار محکم و با ...

مثل خاراندن یک زخمپس از خوب شدنیاد یک عشق عذابیستکه لذت دارد...

بیا تقسیم کن این فرصت دیدار را با منبغل کن زیر باران، عطر گن...

بیا تقسیم کن این فرصت دیدار را با منبغل کن زیر باران، عطر گن...

بیا تقسیم کن این فرصت دیدار را بامن بغل کن زیر باران عطر گند...

بیا تقسیم کن این فرصت ِ دیدار را با من بغل کن زیر ِ باران عط...

بیا تقسیم کن این فرصت ِ دیدار را با منبغل کن زیر ِ باران عطر...

بیا تقسیم کن این فرصت  دیدار را با منبغل کن زیر  باران عطر  ...

بیا تقسیم کن این فرصت ِ دیدار را با من بغل کن زیر ِ باران عط...

بیا تقسیم کن این فرصت ِ دیدار را با من بغل کن زیر ِ باران عط...

!گیسوانت زیر باران، عطر گندمزار... فکرش را بکن!با تو آدم مست...

گیسوانت زیر باران، عطر گندم‌زار... فڪرڜ را بڪڹ!با تو آدم مست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط