{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا تقسیم کن این فرصت ِ دیدار را با من

بیا تقسیم کن این فرصت ِ دیدار را با من
بغل کن زیر ِ باران عطر ِ گندمزار را با من
اجاق از آتش ِ دل کرده ام برپا برای ِ چای
تماشا کن بخار ِ قوری ِ گلدار را با من
بخند و خانه را نقاشی از رنگ ِ لبانت کن
پر از رزهای ِ قرمز کن در و دیوار را با من
شبانه در میان بگذار این طومار را با من
اگرچه عادتت نامهربانی بوده از اول
بیا و مهربانی کن همین یک بار را با من
خداحافظ نگو که بی تو خیلی زود می میرم
نرو از پیشِ من هرگز، نکن این کار را با من
دیدگاه ها (۸۵)

عشق تو هر روز شودبیشترهی بزند بر دل من نیشتر گرمی عشق تو جنو...

می‌روم شاید کمی حال شما بهتر شودمی‌گذارم با خیالت روزگارم سر...

چند وقتی می شود آیینه حسرت می کشدخانه از نادیدنت رنجی بغا...

به کویَت با دل شاد آمدم، با چشم تر رفتمبه دل امید درمان داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط