بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
باید به همتایی - کُفو بودن اهمیت دهید و مقصود از همتایی - کفویت این نیست که دختر و پسر از هر لحاظ مِثل هم باشند؛ گاهی نه تنها تفاوت شهرستان، بلکه تفاوت ملّیت نیز مهم نیست و چه بسا برکاتی هم داشته باشد؛ اما گاهی، تفاوت یک محلّه در یک شهر نیز مهم است، چرا که هر کدام فرهنگ خاص و سبک زندگی خود را دارند و حتی چگونگی سخن گفتنشان نیز متفاوت است و چه بسا کلامی بین خودشان متداول باشد، اما برای طرف مقابل، بیادبانه و توهینآمیز باشد.
بسیار دیدهایم که دختری زیبا، متین، با سواد و ...، در جلسه دوم آشناییِ پس از خواستگاری، با لبخند و صمیمی، در مقابل سخن خواستگارش میگوید: برو گمشو بابا، خودت رو لوس نکن ...؛ و یا پسری به دختری که تمامی رفتارهای او را میسنجد تا ببیند مناسب است یا نه؛ میگوید: گور پدر فلانی غلط زیادی کرده - خاک بر سر فلانی و ....به شهرستانی رفتم و دیدم در منطقهای، آقایان و بانوان بسیار محترم، در احوالپرسی با یک دیگر میگویند: چطوری خَرِ - ابتدا گفتم: الان دعوا می شود! بعدی دیدم خیر، خیلی هم صمیمی به هم پاسخ می دهند! جویا شدم و گفتند: اینجا خیلی صمیمیها به هم خَرِ میگویند!
خانم موقری به دیدار یکی از خویشانش رفت که وضع حمل کرده بود. وقتی نوزارد او را دید گفت: اَه اَه، چقدر زشت! شکل میمونه؟!؛ پرسیدم این چه بیادبی بزرگی بود؛ گفتند: اینجا رسم همین است، تا اگر بچه مریض شد یا اتفاقی افتاد، نگویند: فلانی چشم زد، لذا چون همه همین فرهنگ را دارند، مقصود هم را میفهمند و کسی ناراحت نمیشود!
پس، در همتایی - کُفویت باید به ابتدا به اصول و کلیات توجه نمود. به عنوان مثال: یک پسر مؤمن نمیتواند دختر مناسب برای همسری خود را در کافی شاپ یا پارک بیابد؛ و یک دختر مؤمنه نیز نمیتواند و نباید همسر مناسب خود در جشنهای مختلط بیابد و از میان پسران لاابالی بیابد!
چه بسا وقتی نظر پسر یا دختری به شخص نامناسبی افتاد، اما ظاهر او را خیلی پسندید، خودش را فریب دهد و بگوید: درستش میکنم!؛ اما این تغییرات اساسی، کمتر اتفاق میافتد.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
باید به همتایی - کُفو بودن اهمیت دهید و مقصود از همتایی - کفویت این نیست که دختر و پسر از هر لحاظ مِثل هم باشند؛ گاهی نه تنها تفاوت شهرستان، بلکه تفاوت ملّیت نیز مهم نیست و چه بسا برکاتی هم داشته باشد؛ اما گاهی، تفاوت یک محلّه در یک شهر نیز مهم است، چرا که هر کدام فرهنگ خاص و سبک زندگی خود را دارند و حتی چگونگی سخن گفتنشان نیز متفاوت است و چه بسا کلامی بین خودشان متداول باشد، اما برای طرف مقابل، بیادبانه و توهینآمیز باشد.
بسیار دیدهایم که دختری زیبا، متین، با سواد و ...، در جلسه دوم آشناییِ پس از خواستگاری، با لبخند و صمیمی، در مقابل سخن خواستگارش میگوید: برو گمشو بابا، خودت رو لوس نکن ...؛ و یا پسری به دختری که تمامی رفتارهای او را میسنجد تا ببیند مناسب است یا نه؛ میگوید: گور پدر فلانی غلط زیادی کرده - خاک بر سر فلانی و ....به شهرستانی رفتم و دیدم در منطقهای، آقایان و بانوان بسیار محترم، در احوالپرسی با یک دیگر میگویند: چطوری خَرِ - ابتدا گفتم: الان دعوا می شود! بعدی دیدم خیر، خیلی هم صمیمی به هم پاسخ می دهند! جویا شدم و گفتند: اینجا خیلی صمیمیها به هم خَرِ میگویند!
خانم موقری به دیدار یکی از خویشانش رفت که وضع حمل کرده بود. وقتی نوزارد او را دید گفت: اَه اَه، چقدر زشت! شکل میمونه؟!؛ پرسیدم این چه بیادبی بزرگی بود؛ گفتند: اینجا رسم همین است، تا اگر بچه مریض شد یا اتفاقی افتاد، نگویند: فلانی چشم زد، لذا چون همه همین فرهنگ را دارند، مقصود هم را میفهمند و کسی ناراحت نمیشود!
پس، در همتایی - کُفویت باید به ابتدا به اصول و کلیات توجه نمود. به عنوان مثال: یک پسر مؤمن نمیتواند دختر مناسب برای همسری خود را در کافی شاپ یا پارک بیابد؛ و یک دختر مؤمنه نیز نمیتواند و نباید همسر مناسب خود در جشنهای مختلط بیابد و از میان پسران لاابالی بیابد!
چه بسا وقتی نظر پسر یا دختری به شخص نامناسبی افتاد، اما ظاهر او را خیلی پسندید، خودش را فریب دهد و بگوید: درستش میکنم!؛ اما این تغییرات اساسی، کمتر اتفاق میافتد.(ادامه دارد...)
- ۱۸۴
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط