‍ ‍ ‍ #یا_سید_الساجدین_ع

‍ ‍ ‍ #یا_سید_الساجدین_ع

دل سوخته، شبیه دل خیمه ها شده

مانند پاره پیرهنی نخ نما شده

دارم هنوز بر سرم عمامه ای که سوخت

بغض گلوی سوخته ام بی صدا شده

دارم به روی گردن خود دست می کشم

دیدم که زخم کهنۀ سر بسته وا شده

با یاد شام سینه ی من تیر می کِشَد

این سینه زخم خوردۀ آن کوچه ها شده

وای از کمان و حرمله و نیش خند او

وای از رباب و اصغرِ از نی رها شده

دیدم طنابِ دورِ گلوی رقیه را

زنجیر داغ، مرحم یک زخم پا شده

مانند خواهرم کمرم درد می کند

گویی که مهرۀ کمرم جا به جا شده

شهادت امام زین العابدین علیه السلام، پیامبر کربلای عشق تسلیت باد .
دیدگاه ها (۱)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش اول_- و من انعکاس نور و ز...

مافیای من

دل سوخته، شبیه دل خیمه ها شده مانند پاره پیرهنی نخ نما شده ...

لالا لالا کبوتر سپیدملالا لالا شش ماهه ی شهیدملالا لالا ام...

اگه دلتون سوخت التماس دعای فرج این الطالب بدم المقتول بکربلا...

دیدنت در همه‌ی راه معما شده استتو کجا؟ نیزه کجا؟ وای! چه با ...

دیدنت در همه‌ی راه معما شده استتو کجا؟ نیزه کجا؟ وای! چه با ...

دیدنت در همه ی راه معما شده استتو کجا نیزه کجا وای چه با ما ...

موکب است و دلخوشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط