تاریخ خدایارگرائی (مسیحیت) ، بخش سه : روند پدید آمدن خدایارگرائی ساختگی (مسیحیت جعلی)
تاریخ خدایارگرائی (مسیحیت) ، بخش سه : روند دور شدن خدایارگرائی (مسیحیت) از آموزههای خدایار (مسیح) ، و پدید آمدن خدایارگرائی ساختگی (مسیحیت جعلی)
______________________________________________
همانجور که در دو بخش پیشین «تاریخ خدایارگرائی (مسیحیت)» دیدیم ؛ خدایار (مسیح) ، برای از میان برداشتن «برده دارسالاری» و برپا کردن «خویشفرمائیگرائی» و کموبیش (تقریبا) ، تراز (متعادل) کردن بهرهمندی انسان ها از «سرمایه» و «دارائیها» ، بپاخاسته بود . به همین چرائی (دلیل) بود که خدایارگرائی (مسیحیت) ، در آغاز پیدایشش ، تنها از سوی «بردگان» و «پیشهوران تنگدست» پذیرفته شد ، و نخستین انجمنهای خدایارگرا (مسیحی) ، برپایهء همیاری (تعاون) هموندان (اعضا) ، پدید آمدند . این انجمنها ، همانند گروههای تنددگرشی (انقلابی) و چریکی امروزین ، دارای یک زندگی پنهانی بودند ، و «جنگافزارمند» (مسلح) بودهاند . کسانی که می خواستند به این انجمنهای خدایارگرا (مسیحی) بپیوندند ، می بایست که یا از «بردگان گریخته» و یا از «پیشهوران تنگدست» باشند ، و بسدارایان (ثروتمندان) به این انجمنها نمی توانستند راه یابند . خدایارگرایان (مسیحیان) آغازین می گفتند که : «درستکار شدن یک بسدارا (ثروتمند) ، بسیار ناشدنی تر (ناممکن تر) از گذراندن یک شتر از سوراخ یک سوزن است» . ولی رفتهرفته ، این انجمنها ، پس از اینکه با دشواری بیپولی روبرو شدند ، هموند (عضو) شدن بسدارایان (ثروتمندان) را پذیرفتند ، به این اگری (شرط) که آنها ، همهء «سرمایه ها» و «دارائی هایشان» را میان هموندان (اعضای) انجمن ، برابرانه (بطور مساوی) بخش (تقسیم) کنند . هموندان تازه ، پس از فرو رفتن در آب ، و به کنش (اجرا) درآوردن آئین «پاکسازی جان» (غسل تعمید) ، به هموندی (عضویت) انجمن درمی آمدند ؛ و سپس این آئین را ، با خوردن کمی «نان و شراب» ، به پایان می رساندند . ولی رفته رفته ، اگری (شرط) بالایادشده ، به بخش (تقسیم) کردن «««بخشی»»» از «سرمایه ها» و «دارائی های» بسدارایان (ثروتمندان) دگرش (تغییر) یافت ؛ پایابراین (بنابراین) بسدارایان (ثروتمندان) ، با نگه داشتن «سرمایه ها» و «دارائی هایشان» ، توانستند به این انجمن ها راه یابند ؛ و کم کم ، رهبری این انجمن ها را بدست خود بگیرند.
در سدهء دوم زادروزی (میلادی) ، روند رهبر شدن بسدارایان (ثروتمندان) در انجمن های خدایارگرا (مسیحی) ، بالا گرفت و در پیامد آن ، خواست (هدف) این انجمن ها ، از براندازی «برده دارسالاری» ، به «سازش با برده داران» ، دگرش یافت ؛ و این انجمن ها از ریخت (شکل) پنهانگاه (مخفیگاه) درآمدند ، و ریخت (شکل) «کلیسا» را به خود گرفتند ؛ و بسدارایان (ثروتمندان) ، به اسقف های این کلیساها ، دگرش یافتند (تبدیل شدند) . این اسقف ها ، که دارای زمین های کشاورزی و چراگاههای پهناوری بودند ، هموندان (اعضای) تنگدست انجمنهای خدایارگرا (مسیحی) را به سرنام (به عنوان) «برده» ، در این زمین ها بکار گماردند . پس از این دگرشها (تغییرات) ، اندرزگوئیهای (موعظههای) خدایارگرایان (مسیحیان) ، از مبارزه با ستم «برده داران» ، به سازش با «برده داران» و فرمانبری بیچونوچرا از ایشان دگرش (تغییر) یافت . همچنین از این پس ، این اسقف های بسدارا (ثروتمند) بودند که گزینش کشیش ها را انجام می دادند ، و پایابراین (بنابراین) کشیشها هم ناچار بودند که همان اندرزگوئیهای (موعظههای) اسقف ها را بازگو (تکرار) کنند.
از آغاز سدهء سوم زادروزی (میلادی) ، اسقف های شهرهای بزرگ ، مانند اسکندریه ، انطاکیه ، رم ، و ... ، هر ازچندگاهی گردهم می آمدند و برای هرچه بیشتر سازگار کردن خدایارگرائی (مسیحیت) با «بردهدارسالاری» ، چم هائی (قوانینی) را فرافرست (صادر) می کردند . بنمونه (مثلا) هرگونه دور شدن از دستورات اسقف ها را «شیطان پرستی» (کفر) می نامیدند ، و سرپیچیکنندگان را ، به گونهای ددمنشانه ، کیفر می دادند . این روند ، دنبال شد تا اینکه حتی «کنستانتین» ، امپراتور روم نیز خدایارگرا (مسیحی) شد ، و در سال 325 زادروزی (میلادی) ، در «هماندیشاد» (شورای) بزرگدینشناسان (اسقفها) ، که در شهر نیکائیه برگزار میشد ، بودش (حضور) به هم رساند ؛ و از اینگاه ، «امپراتوری روم» کوشید ، تا با گستراندن این خدایارگرائی (مسیحیت) ساختگی (جعلی) در کشورهای همسایهء خود ، و بویژه در «شاهنشاهی ایران ساسانی» ، بر اندیشههای مردم این کشورها چیره شود ، تا آسانتر بتواند این کشورها را زورگیری (تسخیر) کند.
پژوهشپایه (منبع تحقیق):
نوشتار (کتاب) «تاریخ جهان باستان» ، نوشتهء «و. دیاکوف» ، "چاپ و پخش" (انتشارات) «نشر اندیشه» ، پوشان (جلد) سوم ، «برگهروهای» (صفحات) 315 تا 323
______________________________________________
همانجور که در دو بخش پیشین «تاریخ خدایارگرائی (مسیحیت)» دیدیم ؛ خدایار (مسیح) ، برای از میان برداشتن «برده دارسالاری» و برپا کردن «خویشفرمائیگرائی» و کموبیش (تقریبا) ، تراز (متعادل) کردن بهرهمندی انسان ها از «سرمایه» و «دارائیها» ، بپاخاسته بود . به همین چرائی (دلیل) بود که خدایارگرائی (مسیحیت) ، در آغاز پیدایشش ، تنها از سوی «بردگان» و «پیشهوران تنگدست» پذیرفته شد ، و نخستین انجمنهای خدایارگرا (مسیحی) ، برپایهء همیاری (تعاون) هموندان (اعضا) ، پدید آمدند . این انجمنها ، همانند گروههای تنددگرشی (انقلابی) و چریکی امروزین ، دارای یک زندگی پنهانی بودند ، و «جنگافزارمند» (مسلح) بودهاند . کسانی که می خواستند به این انجمنهای خدایارگرا (مسیحی) بپیوندند ، می بایست که یا از «بردگان گریخته» و یا از «پیشهوران تنگدست» باشند ، و بسدارایان (ثروتمندان) به این انجمنها نمی توانستند راه یابند . خدایارگرایان (مسیحیان) آغازین می گفتند که : «درستکار شدن یک بسدارا (ثروتمند) ، بسیار ناشدنی تر (ناممکن تر) از گذراندن یک شتر از سوراخ یک سوزن است» . ولی رفتهرفته ، این انجمنها ، پس از اینکه با دشواری بیپولی روبرو شدند ، هموند (عضو) شدن بسدارایان (ثروتمندان) را پذیرفتند ، به این اگری (شرط) که آنها ، همهء «سرمایه ها» و «دارائی هایشان» را میان هموندان (اعضای) انجمن ، برابرانه (بطور مساوی) بخش (تقسیم) کنند . هموندان تازه ، پس از فرو رفتن در آب ، و به کنش (اجرا) درآوردن آئین «پاکسازی جان» (غسل تعمید) ، به هموندی (عضویت) انجمن درمی آمدند ؛ و سپس این آئین را ، با خوردن کمی «نان و شراب» ، به پایان می رساندند . ولی رفته رفته ، اگری (شرط) بالایادشده ، به بخش (تقسیم) کردن «««بخشی»»» از «سرمایه ها» و «دارائی های» بسدارایان (ثروتمندان) دگرش (تغییر) یافت ؛ پایابراین (بنابراین) بسدارایان (ثروتمندان) ، با نگه داشتن «سرمایه ها» و «دارائی هایشان» ، توانستند به این انجمن ها راه یابند ؛ و کم کم ، رهبری این انجمن ها را بدست خود بگیرند.
در سدهء دوم زادروزی (میلادی) ، روند رهبر شدن بسدارایان (ثروتمندان) در انجمن های خدایارگرا (مسیحی) ، بالا گرفت و در پیامد آن ، خواست (هدف) این انجمن ها ، از براندازی «برده دارسالاری» ، به «سازش با برده داران» ، دگرش یافت ؛ و این انجمن ها از ریخت (شکل) پنهانگاه (مخفیگاه) درآمدند ، و ریخت (شکل) «کلیسا» را به خود گرفتند ؛ و بسدارایان (ثروتمندان) ، به اسقف های این کلیساها ، دگرش یافتند (تبدیل شدند) . این اسقف ها ، که دارای زمین های کشاورزی و چراگاههای پهناوری بودند ، هموندان (اعضای) تنگدست انجمنهای خدایارگرا (مسیحی) را به سرنام (به عنوان) «برده» ، در این زمین ها بکار گماردند . پس از این دگرشها (تغییرات) ، اندرزگوئیهای (موعظههای) خدایارگرایان (مسیحیان) ، از مبارزه با ستم «برده داران» ، به سازش با «برده داران» و فرمانبری بیچونوچرا از ایشان دگرش (تغییر) یافت . همچنین از این پس ، این اسقف های بسدارا (ثروتمند) بودند که گزینش کشیش ها را انجام می دادند ، و پایابراین (بنابراین) کشیشها هم ناچار بودند که همان اندرزگوئیهای (موعظههای) اسقف ها را بازگو (تکرار) کنند.
از آغاز سدهء سوم زادروزی (میلادی) ، اسقف های شهرهای بزرگ ، مانند اسکندریه ، انطاکیه ، رم ، و ... ، هر ازچندگاهی گردهم می آمدند و برای هرچه بیشتر سازگار کردن خدایارگرائی (مسیحیت) با «بردهدارسالاری» ، چم هائی (قوانینی) را فرافرست (صادر) می کردند . بنمونه (مثلا) هرگونه دور شدن از دستورات اسقف ها را «شیطان پرستی» (کفر) می نامیدند ، و سرپیچیکنندگان را ، به گونهای ددمنشانه ، کیفر می دادند . این روند ، دنبال شد تا اینکه حتی «کنستانتین» ، امپراتور روم نیز خدایارگرا (مسیحی) شد ، و در سال 325 زادروزی (میلادی) ، در «هماندیشاد» (شورای) بزرگدینشناسان (اسقفها) ، که در شهر نیکائیه برگزار میشد ، بودش (حضور) به هم رساند ؛ و از اینگاه ، «امپراتوری روم» کوشید ، تا با گستراندن این خدایارگرائی (مسیحیت) ساختگی (جعلی) در کشورهای همسایهء خود ، و بویژه در «شاهنشاهی ایران ساسانی» ، بر اندیشههای مردم این کشورها چیره شود ، تا آسانتر بتواند این کشورها را زورگیری (تسخیر) کند.
پژوهشپایه (منبع تحقیق):
نوشتار (کتاب) «تاریخ جهان باستان» ، نوشتهء «و. دیاکوف» ، "چاپ و پخش" (انتشارات) «نشر اندیشه» ، پوشان (جلد) سوم ، «برگهروهای» (صفحات) 315 تا 323
- ۳.۵k
- ۲۵ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط