{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن،

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن،
ننه داشت از قدیما میگفت!
که یه دفه زل زد تو چشم یکی از نوه هاش و پرسید:
عزیزم مگه عقد کردی؟
با تعجب جواب داد نه!
ننه روشو برگرند و زیر لب گفت:
یاد اون زمون بخیر تا کسی خونه شوهر نمی رفت نه ابروهاشو برمیداشت نه سرخاب سفیدآب میکرد...
بغل دستیش در گوشش گفت تا ننه نفهمیده پسری پاشو برو گمشو بیرون!
دیدگاه ها (۲)

مورد داشتیم خواهرو برادر سر لوازم آرایش دعواشون شده......الا...

سلامتی اون پسری که تو اتاقش سیگار می کشید....صدای اهنگو زیاد...

داشتم ریشامو میزدم دستم خورد زیر ابرو هام برداشته شد!!! . . ...

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺳﺎﻟﻤﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻡ ﺯﯾﺮ ﭘﺴﺖ پسرایی که دﻭﺳﺖ دخت...

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن،ننه داشت از قدیما م...

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن،ننه داشت از قدیما م...

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن،ننه داشت از قدیما م...

80از100#خندون بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن،ننه د...

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن،ننه داشت از قدیما م...

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن،ننه داشت از قدیما م...

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن،ننه داشت از قدیما م...

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودنننه داشت از قدیما می...

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن، ننه داشت از قدیما ...

بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن،ننه داشت از قدیما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط