کوچه ای بود نامش معرفت،مردمانش باوفا از هر جهت،سیل ا
کوچه ای بود نامش معرفت،مردمانش باوفا از هر جهت،سیل امد کوچه را ویرانه کرد،مردمش را با جهان بیگانه کرد،هر چه در انکوی بود از معرفت،شست و با خود برد سیل بی صفت،از تمام کوچه تنها یک نفر،خانه اش ماند و خودش جست از خطر،رسم و راه نیک هر جا بود و هست،از نهاد مردم ان کوچه است ،چونکه در اندیشه تو اینگونه ای،حتم دارم بچه ی ان کوچه ای!
- ۸۳۱
- ۱۶ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط