{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part eleven ::

part eleven ::
🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁
ا.ت بیشتر به مایکی نگاه کرد و بازم سرش رو کیوت کج کرد
مایکی یهو گونه ا.ت رو بوسید : لپت....مثل موچی نرمالوعه
ا.ت از شدت خجالت با دستش صورتش رو پوشوند
مایکی دست های ا.ت رو کنار زد : نمیخوام صورتت رو پنهان کنی...
ا.ت سرخ و تعجب : چ...چرا؟!
مایکی یکم خجالت : چون خوشگلی ~★
ا.ت از خجالت داشت قش میکرد
مایکی خودش رو مثل گربه به ا.ت میمالوند
ا.ت خندید و لبو شد : م...مایکی ؟ چ...چیک...چیکار میکنی؟!!
مایکی ساکت موند و به ا.ت نگاه کرد
مایکی از جاش بلند شد و دست ا.ت رو گرفت و بلندش کرد
ا.ت خم شد و برای تشکر تعظیم کرد
یهو مایکی : لازم نیست رسمی باشی
ا.ت تعجب : ولی... تو رعیس مافیایی باید بهت احترلم بزارم ( چه مودب🥹)
مایکی سر ا.ت رو بوسید : عزیزکم.....لازم نیست همیشه احترام بزاری.....تو مال منی
ا.ت تعجب کرد : چ....چشم !
مایکی : دختر خوب...بیا بریم داخل
ا.ت لبخند بزرگ : چشم مایکی
مایکی تو دلش هربار ذوق سگی میکرد و خوشحال میشد
رفتن داخل
و طبق معمول ارام و سانزو دعوا میکردن
ران : باز شروع شد
ا.ت : چی شروع شد؟!
ریندو : دعوای این دوتا دلقک
ا.ت : وات دا.....
دیدگاه ها (۷)

سناریو بونتن پارت۶

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

پارت آخر

سناریو مایکی پارت۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط