{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیمه شب بود

نیمه شب بود
چان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بحثش شده شده بود و اجازه نداشت تو اتاق بخوابه
چان میخواست برای بار آخر از دل ا/ت در بیاره
رفت سمت اتاق
ا/ت خوابیده بود
چان ا/ت رو به پشت انداخت و روش خیمه زد
ا/ت دستشو گذاشت رو سینه چان تا خودشو جدا کنه ولی زور چان بیشتر از این حرف ها بود
چان حمله ور شد سمت لب های ا/ت
بعد 10 دقیقه
چان دیگه داشت طعم خون رو احساس میکرد
ولی دست بردار نبود
کم کم دستش رو سمت شلوار ا/ت برد
کشید پایین که از روش شورت داشت ا/ت رو میمالید
بلاخره ا/ت هم تحریک شده بود

در حالی که بنگچان داشت رو گردن ا/ت کیس میذاشت ا/ت دستش رو سمت شلوار چان برد و کشیدش پایین و کی/رش رو تو دستش گرفت
چان پاشد رو زمین وایساد ا/ت هم رو دست نشست

چان کیرش رو جلو دهن ا/ت گرفت ا/ت شروع به ساک زدن واسه چان کرد

چان دست برد سمت سوتین ا/ت و بازش کرد و سینه هاشو فشار میداد و ا/ت ناله خفه ای کرد

ا/ت دیگه تحمل نداشت
ا/ت: لطفا واردم کن...
چان: با کمال میل
ا/ت پاهاش رو داد بالا و پاهاش رو شونه چان گذاشت

انگشت اول.... انگشت دوم.... و سومی....
رو وارد کرد و تند تند ضربه میزد

چان کی/رش رو روی سوراخ ا/ت تنظیم کرد و واردش کرد

جوری ضربه میزد که کل اتاق صدای ناله های ا/ت بود

بلاخره کام کرد داخلش....

چان:  ا/ت حالت داگی وایسا لطفا....
ا/ت قبول کرد و چان شروع کرد به لیس زدن سوراخ باسن ا/ت

چندتا انگشتش رو وارد کرد ولی ا/ت خیلی تنگ بود

چند دقیقه ای با انگشت ضربه میزد و بلاخره کمی جا باز کرد و دیکش رو وارد ا/ت کرد و ا/ت جیغ بلندی کشید

ا/ت: عاححححح آرومتر عاححححح لطفا آرومتر.....

چان: عادت می‌کنی یکم تحمل کن

چان ضرباتش رو کم ولی محکم کرد

بعد چند دقیقه ا/ت گفت : لطفا محکمتر چان

چان:با کمال میل بانو

بلاخره بعد سه ساعت ازش دست کشید
دور ا/ت پتو کشید و رفت وان حموم رو پر کرد

ا/ت رو براید استایل بغل کرد و داخل وان گذاشت

خودش هم نشست تو وان و ا/ت رو رو پای خودش گذاشت

سینه هاشو فشار میداد و باهاشون بازی میکرد

دستش رو پایینتر برد و ا/ت رو میمالید و هر از گاهی انگشتش میکرد

بلاخره دوتاشون خسته شده بودن

چان ا/ت رو شست و خشکش کرد

بغلش کرد و گذاشتش روی تخت

تا هر موقع که بیدار بود اونجای ا/ت رو میمالید تا از دردش کم بشه و هر از گاهی شیطونی میکرد

دیگه همین خلاصه زیاد پررو نشید

#اد_نارسیس
دیدگاه ها (۱)

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

ادامه سناریو

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط