{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردی

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردی
یکی را کرده ای چون شمع ، یکی را با صفا کردی
چه عشاقی که در راهت شدن مجنون و دیوانه
چه جانها در رهت رفتن ، بلا در جان ما کردی
چرا ای عشق لا مذهب، چنین بیمار و غمگینم
چرا احساس و روحم را ، مثال بچه ها کردی
ازاول خوب و زیبایی ، و درمان میکنی غم را
تو ای احساس بی همتا ، چرا با من جفا کردی
دیدگاه ها (۱)

گاهی باید جسارت آزاد شدن را داشت..گاهی باید بگذاری دلت از هم...

دلگیرماز تمامے دنیاتمامے آنها کہ یادشان کردم ومرا نفهمیدندتم...

امشب غزل! مرا به هوایی دگر ببرتا هر کجا که می بردت بال و پر ...

باید کسی باشد که هر وقت بار تنهاییت سنگین شدهر وقت کمر کلمات...

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی را کرده ای چو...

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی را کرده ای چو...

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی را کرده ای چو...

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی راکرده ای چون...

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی راکرده ای چون...

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی راکرده ای چون...

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی را کرده ای چو...

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی را کرده ای چو...

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی را کرده ای چو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط