{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردی

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردی

یکی راکرده ای چون شمع یکی را با صفاکردی

چه عشاقی که در راهت شدن مجنون و دیوانه

چه جانها در رهت رفتن ، بلا در جان ما کردی

چرا ای عشق لا مذهب، چنین بیمار و غمگینم

چرا احساس و روحم را ، مثال بچه ها کردی

ازاول خوب و زیبایی ، و درمان میکنی غم را

تو ای احساس بی همتا ، چرا با من جفا کردی.
دیدگاه ها (۱)

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیامیت...

دلم تنگ است دلم می سوزد از باغی که میسوزدنه دیداری نه بیداری...

بازیچه ی دست هیچ نگاهی نمی شوم غیر از تو دلسپرده ی ماهی نمی ...

[ عشق من ] part3 (با اینکه لایکا به ۵ تا نرسید ولی طاقت نیاو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط