این چه دامی است که از سنبل مشکین داری

این چه دامی است که از سنبل مشکین داری
که به هر حلقهٔ آن صد دل مسکین داری

همه را نیش محبت زده‌ای بر دل ریش
این چه نوشی است که در چشمهٔ نوشین داری

خون بها از تو همین بس که ز خون دل من
دست رنگین و کف پای نگارین داری

عرقت خوشهٔ پروین و رخت خرمن ماه
وه که بر خرمن مه خوشهٔ پروین داری

همه صاحب نظران بر سر راهت جمعند
خیز و بخرام اگر قصد دل و دین داری

به چمن گر نچمی بهر تماشا نه عجب
گر خط و عارض خود سبزه و نسرین داری

من اگر سنگ تو بر سینه زنم عیب مکن
زان که در سینهٔ سیمین دل سنگین داری

از شکرپاشی کلک تو فروغی پیداست
که به خاطر هوس آن لب شیرین داری
کانال.جدید.عاشقانه.های.منو.تو.در.تلگرام
https://t.me/monlightyy/AAAAAEUuSeCdhQ_sJTR6_A
دیدگاه ها (۳)

بوسه آخر نزدم آن دهن نوشین رالب فرهاد نبوسید لب شیرین راصدهز...

#دوش_لعلت_نفسی_خاطر_ما_خوش_میکرددیده میدید جمال تو و دل غش م...

نخست نغمهٔ عشاق فصل گل این استکه داغ لاله رخان به ز باغ نسری...

نگارم گر به چین با طرهٔ پرچین شود پیداز چین طرهٔ او فتنه‌ها ...

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین دادصبر و آرام تواند به من م...

رقیبت گر هنر هم دزدد از من من نخواهد شدبه گلخن گر چه گل هم ب...

ܓ دختر نور خدا ✿ امشب سه جا دارد عزا ایام آخر صفر تسلیت ▀▀▀▀...

شد خزان گلشن آشنایی      بازم آتش به جان زد جداییعمر من ای گ...

مادرمتنها شعری استکه شاعرش خداستتقدیم به تمام مادران سرزمینم...

معصومعلی مسکینی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط