{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ماه رمضان چند جوان پیر مردی را دیدند که یواشکی غذا میخ

در ماه رمضان چند جوان پیر مردی را دیدند که یواشکی غذا میخورد
به او گفتند ای پیر مرد مگه روزه نیستی ؟
پیرمرد گفت چرا روزه هستم فقط آب و غذا میخورم
جوانان خندیدند و گفتند واقعا ؟
پیرمرد گفت بلی ، دروغ نمیگویم ، به کسی بد نگاه نمیکنم ، کسی را مسخره نمیکنم ، با کسی با دشنام سخن نمیگویم ، کسی را آزرده نمیکنم ، چشم به مال کسی ندارم و ...
بعد پیرمرد به جوانان گفت آیا شما هم روزه هستید ؟
یکی از جوانان درحالی که سرش را پایین نگهداشته بود به آرامی گفت خیر ما فقط غذا نمیخوریم
دیدگاه ها (۱)

استادم گفت : زندگی را تعریف کن…گفتم..زندگی تعریف کردنی نیست…...

رژلب رنـــــگـے زدن خیلی قشنگهاما واسه وقتے که عشقت بخواد لب...

وقتی که باهام بود میگفت."نترس من باهاتم ولی این اواخر میدونس...

این پست اتیشم زد... (((((((((پست ثابت)))))))))بسلامت...

در ماه رمضان چند جوان پیر مردی را دیدند که یواشکی غذا میخورد...

ماه رمضان چند جوان پیر مردی را دیدند که یواشکی غذا میخوردبه ...

در ماه رمضان چند جوان پیر مردی را دیدند که یواشکی غذا میخورد...

در ماه رمضان چند جوان پیر مردی را دیدند که یواشکی غذا میخورد...

ماه رمضان چند جوان پیر مردی را دیدند که یواشکی غذا میخوردبه ...

.ماه رمضان چندجوان پیرمردی را دیدند ،که یواشکی غذا میخورد ؛ ...

#داستان_امشب...در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که د...

در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم،...

در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم،...

در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط