{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخوام یخ داستان درباره اوسیم بنویسم فعلا اینو داشته باشی

میخوام یخ داستان درباره اوسیم بنویسم فعلا اینو داشته باشید💔

part 1
---

"در لبه‌ی سایه‌ها" – نووا اشویل (Nova Ashvail):

هیچ‌کس نمی‌دونه نووا دقیقاً از کجا اومده. فقط یه چیز مشخصه: وقتی اون وارد یه مکان می‌شه، انگار هوا یه درجه سردتر می‌شه... و سکوت سنگین‌تری همه‌جا رو می‌گیره.

تو شهر متروکه‌ی بلک ریج، جایی که هیچ‌کس جرات نمی‌کنه بعد از غروب بیرون بمونه، نووا روی سقف ساختمونای قدیمی می‌پره، گوش‌هاش تیز و چشماش سرخ‌تر از همیشه. شایعه‌ست که اون با سایه‌ها صحبت می‌کنه. یکی می‌گه خودش یه سایه‌ست. یکی دیگه می‌گه دنبال چیزی می‌گرده—یا کی هستش... قدرتش رو از دنیای پشت آینه‌ها می‌گیره. جایی که صداها برعکس‌ن، و زمان همیشه خواب‌آلود می‌مونه.
وقتی از اون دنیا بیرون میاد، یه مأموریت داره: پیدا کردن یه حقیقت قدیمی که همه ازش می‌ترسن.

ولی چیزی که نووا رو خطرناک می‌کنه، فقط قدرتشه نیست. اون باهوشه. خیلی باهوش‌تر از چیزی که به نظر می‌رسه. با یه جمله می‌تونه دشمنش رو نابود کنه، یا دوستش رو مجبور به خیانت.

و وقتی ازت خوشش بیاد؟ خب... شاید شانس بیاری و فقط ذهنتو بهم بزنه، نه قلبتو.

(فعلا کوتاه مینویسم)
سکم از ایده هام رو هم از هوش مصنوعی کمک گرفتم..
---
دیدگاه ها (۴)

توانایی‌های خاصسایه‌خوانی: می‌تونه از روی سایه‌ها حضور موجود...

سناریو از شخصیت های انیمه جوجوتسو کایسن_ درخواستی

#سناریو وقتی بازوشو گاز میگیریمنامجون: اول خشکش می‌زنه و با ...

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

دختر نیمار، فوتبالیست معروف برزیلی آرمیه... مامانش عکس و وید...

استعداد ویژهیادگیری جادو: ⭐⭐⭐⭐⭐الیشیا طلسم‌های جدید رو خیلی ...

— شنیدی؟ وقتی حرف می‌زنه، انگار داره یه ملودی رو زمزمه می‌کن...

رمان یک نیمکت فاصله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط