رمان یک نیمکت فاصله

پارت ۴: «تو چرا حواست به منه؟»
بعد از تموم شدن یکی از بخش‌های آزمون، بچه‌ها چند دقیقه استراحت می‌کنن.
ایزوکو یه گوشه نشسته و وانمود می‌کنه کاملاً حالش خوبه.
کاچان از دور نگاهش می‌کنه و متوجه می‌شه هنوز یه مقدار رنگش پریده.
میاد نزدیکش:
کاچان:
«هی، دکو.»
ایزوکو:
«بله، کاچان؟»
کاچان:
«هنوز سرت گیج می‌ره؟»
ایزوکو یه لحظه جا می‌خوره.
ایزوکو:
«نه! گفتم که چیزی نیست.»
کاچان:
«پس چرا رنگت پریده؟»
ایزوکو جواب نمی‌ده.
بعد کاچان بطری آبش رو سمتش می‌گیره:
کاچان:
«بگیر.»
ایزوکو با تعجب نگاهش می‌کنه.
ایزوکو:
«برای من؟»
کاچان:
«نه، برای دیوار پشت سرت! معلومه برای توئه، احمق!
ایزوکو یه لبخند کوچیک می‌زنه و آب رو می‌گیره.
بعد خیلی آروم می‌گه:
ایزوکو:
«ممنون، کاچان.»
کاچان سریع نگاهش رو برمی‌گردونه:
کاچان:
«فقط نمی‌خوام وسط آزمون بیفتی و دردسر درست کنی.»
ولی توی ذهن خودش:
«پس چرا وقتی حالش بد می‌شه، من این‌قدر نگران می‌شم؟»
پایان پارت ۴
دیدگاه ها (۰)

به نام خدا--سیلام🤓🌚بعد میلیارد ها سال بهار یادش اومد سناریو ...

عشق اشتباه

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

پارت۱۰انگشت‌هایِ ایزوکو خیلی آرام، مثل پر، روی پوستِ زبر و د...

سناریو از شخصیت های انیمه جوجوتسو کایسن_ درخواستی

دختری که تصمیم می‌گیره اونی رو که با تمام وجود دوست داره، با...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

پارت چهارم ❤️ایزوکو هنوز نمی‌توانست نگاهش را از کاتسوکی بگیر...

😭💀 سناریو بی‌تی‌اس وقتی از شدت ذوق و شیطنت، گرنمو جوری گاز م...

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط