{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غرورت نمیذاره برگردی...میدونم.

غرورت نمیذاره برگردی...میدونم.
جوابمو نمیدی...میدونم.
سکوت کردی...میدونم.
محلم نمیذاری...میدونم.
میرسه زمانی ک میخای برگردی...
تلفنو برمیداری بووووووق بوووووق بووووووق.برنمیدارم.
عصبی میشی...فوش میدی...با خودت میگی کلاس گذاشتم.
روز دوم...بووووق بووووق بووووق,برنمیدارم.
با خودت میگی غلط کنم بهش زنگ بزنم.روز سوم از جلو کوچمون رد میشی...میبینی عکس ی بنده خدایی رو زدن سر کوچه.دلت میسوز,میگی بیچاره جوون بود,میای نزدیک تر...میبینی قیافش آشناس.جوان ناکام؟؟!
بالاخره برگشتی...ببخشید ,,,نمیتونم جلو پات بلند شم.دیدی آخر خرابت شدم؟دیدی آخر همه چیزم خاک شد؟
چ مشکی بهت میاد.کاش زودتر ازینا برات میمردم.ن...گریه نکن!,یادته روز رفتنت گریه میکردم؟التماس میکردم برگردی؟
گریه نکن آخه نمیتونم اشکای قشنگتو پاک کنم.چی دارم میشنوم؟؟؟التماس میکنی برگردم؟
عشقم آروم باش....غرورت نذاشت برگردی,,!
دیدگاه ها (۴۶)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

تکپارتیویو ات: یه چند وقتی میشد که لینو اصلا بهم اهمیت نمیدا...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 3همینطور با دقت به حرف ه...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.17اون تنها شد تنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط