{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،
دلبرم شاید نداند عشق بازی می کنم،،،،،
عاشقانه می پرستم خال لبهایش ولی،،،
او نمیداند که من مهمان نوازی می کنم،،،،،
باد, گیسوانش را به این سو وبه آن سو میبرد،،
من چونان بادی کنارش یکه تازی میکنم،،،،،،
او چونان نیلوفری با نور بازی میکند ،،،،،،
من چنان یک مرغ عاشق همنوازی میکنم،،،،،
عاقبت یک شب برایش می نویسم نامه ایی
،،،راز خود را زیر مهتاب نگاهش باز سازی می کنم!!!!!
دیدگاه ها (۳)

گاهـــــی " دلت " ... از سن و ســـــالت مـــــی گیر...

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند با رنگهای تازه مرا آشنا کندخش ...

تلنگر میزند امشبکسی بر سقف این خانهتویی باران؟تویی مهمان ناخ...

تو ساعت دوازده شب سی و یک شهریوریو من عقربه ایکه تا می خواهد...

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنمدلبرم شاید نداند عشق بازی می...

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،دلبرم شاید نداند عشق بازی...

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،دلبرم شاید نداند عشق بازی...

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،دلبرم شاید نداند عشق بازی...

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنمدلبرم شاید نداند عشق بازی می...

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،دلبرم شاید نداند عشق بازی...

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،دلبرم شاید نداند عشق بازی...

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،دلبرم شاید نداند عشق بازی...

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنمدلبرم شاید نداند عشق بازی می...

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،دلبرم شاید نداند عشق بازی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط