{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی دعاکردم نشد...

خیلی دعاکردم نشد...
مشک رو بغل کردم نشد...
داداش حسین شرمندتم...
رفتم که برگردم نشد...
چشمام نمیبینه داداش بدجوری دستام خاکیه....
هرکاری کردم نشد...
شرمنده مشکم خالیه...
ازناقه افتادم زمین...
دستام برام کاری نکرد..
تا خیمه هاراهی نبود..
مشک آبروداری نکرد...
دندون گرفتم عشق تو...
سینه سپر کردم نشد...
خواستم علمداری کنم..
رفتم که برگردم نشد...
دیدگاه ها (۱)

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

خیلی دعا کردم نشدمشک و بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتم ، رفتم...

خیلی دعا کردم نشد مشک و بغل کردم نشد داداش حسین شرمندتم ، رف...

خیلی دعا کردم نشدمشک و بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتم ، رفتم...

خیلی دعا کردم نشدمشک رو بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتمرفتم ک...

خیلی دعا کردم نشدمشکو بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتمرفتم که...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

خیلی دعا کردم نشدمشکو بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتمرفتم ک ب...

السلام علیک یاقمربنی هاشم(ع)خیلی دعا کردم نشدمشکو بغل کردم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط