{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی دعا کردم نشد

خیلی دعا کردم نشد
مشکو بغل کردم نشد
داداش حسین شرمندتم
رفتم ک برگردم نشد
چشمام نمیبینه داداش
بدجوری دستام خاکیه
هرکار میشد کردم نشد
شرمنده مشکم خالیه
از ناقه افتادم زمین
دستام برام کاری نکرد
تا خیمه ها راهی نبود
مشک آبرو داری نکرد
دندون گرفتم عشقتو
سینه سپر کردم نشد
خواستم علم داری کنم
رفتم ک برگردم نشد...
دیدگاه ها (۶)

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

السلام علیک یاقمربنی هاشم(ع)خیلی دعا کردم نشدمشکو بغل کردم ن...

خیلی دعا کردم نشدمشک رو بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتمرفتم ک...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

خیلی دعا کردم نشدمشکو بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتمرفتم که...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

خیلی دعا کردم نشدمشک و بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتم ، رفتم...

خیلی دعاکردم نشد...مشک رو بغل کردم نشد...داداش حسین شرمندتم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط