{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی دعا کردم نشد

خیلی دعا کردم نشد
مشک و بغل کردم نشد
داداش حسین شرمندتم ، رفتم که برگردم نشد
چشمام نمیبینه داداش ، بدجوری دستام خاکیه
هر کار میشد کردم نشد ، شرمنده مشکم خالیه
از ناقه افتادم زمین دستام برام کاری نکرد
تا خیمه ها راهی نبود مشک آبروداری نکرد
دندون گرفتم عشق تو ، سینه سپر کردم نشد
خواستم علمداری کنم رفتم که برگردم نشد
رفتم که برگردم نشد رفتم که برگردم نشد
خیلی دعا کردم نشد
مشک و بغل کردم نشد
داداش حسین شرمندتم ، رفتم که برگردم نشد
چشمام نمیبینه داداش ، بدجوری دستام خاکیه
هر کار میشد کردم نشد ، شرمنده مشکم خالیه
از ناقه افتادم زمین دستام برام کاری نکرد
تا خیمه ها راهی نبود مشک آبروداری نکرد
دندون گرفتم عشق تو ، سینه سپر کردم نشد
خواستم علمداری کنم رفتم که برگردم نشد
رفتم که برگردم نشد رفتم که برگردم نشد
دیدگاه ها (۱۰)

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏2●•_ویلیام جیمز موریارتی_توی ی...

فیک مافیاها پارت ۳۷ویو شب داخل مهمونیشوگا: همون طور که برنام...

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

لبخند قاتلپارت²²ویو سلینبعد از تموم شدن کلاس، کلارا گفت باید...

پارت ۳

#in_your_eyespart_82ویو جونگ کوکبالاخره بعد اصرار های کایلا ...

خیلی دعاکردم نشد...مشک رو بغل کردم نشد...داداش حسین شرمندتم....

خیلی دعا کردم نشد مشک و بغل کردم نشد داداش حسین شرمندتم ، رف...

خیلی دعا کردم نشدمشک رو بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتمرفتم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط