{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلعه جن در کیش

قلعه جن در کیش
داستان این قلعه:چند سال پیش یه سربان با دوتا سرباز به این قلعه میرن و انگار نزدیکای صبح از ترس هر سه خشکشون میزنه و بعد از پیدا کردن جسدشون وتحقیق بر ان فهمیدن از ترس زهره ترکوندن برای همین بهش میگن قلعه جن
البته یه داستان هم راجبش شنیدم:خوب این قلعه در راه کشتی یونانی است و معمولا راننده تاکسی ها بعد از غروب خورشید منتظر مسافر میمونند این داستان راجب یکی از راننده هاست که منتظر مسافر بوده اما کسی سوار تاکسی او نمیشود بعد از مدتی تنها به راه می افتد که به قلعه جن ها میرسد شانس بد او جن ها عروسی داشتند و به گفته او جن ها لباس های بلند سفید رنگ پوشیده بودند از ترس ماشین را خاموش میکند و سرش را پایین می اندازد و فقط سم ها را میبیند و تا حدود ساعت دو اونجا میمونه تا عروسی تموم شه نظرتون راجب این راننده چیه????
دیدگاه ها (۷)

سلام بزرگوار⚘#پندانه🔸️راننده تاکسی گفت: میدونی بهترین شغل دن...

نزدیکای ساعت 23:30 دقیقه با چند تا از دوستام جلوی ترمینال جن...

(داستان ترسناک از جن(مال من نیس ))این داستانی که میگم 3سال پ...

P5🍋‍🟩نامجون:وقتی دستشو دیدم که اون طوری وحشتناک سوخته یه لحظ...

تک پارتی نامجونا.ت از ماشین پیاده شد و مبلغی که کرایه ماشین ...

عزیز البریهی

سلام سلام....خوبن خوشن سلامتن هشکی هشتو شده

ولی ورژن حسود اوزای :)))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط