توهال چهارزانو نشستم .. دستامُ گذاشتم زیرِ چونه ام .. دار
توهال چهارزانو نشستم .. دستامُ گذاشتم زیرِ چونه ام .. دارم فکر میکنم .. به چی دقیقا یه شاید بگم که دقیق رو نمیدونم .. آهان شاید بگم تویی که دارم اینُ برات مینویسم .. نوشته هایی که هیچ وقت نخوندی و نخواهی خوند .. زل زدم به تویی که جلوی منی .. حوصله ام از لبخندی که رو لبات هست میره .. با کلافگی سرمُ میچرخونم .. بت میگم میشه حرف بزنی آخه .. دستاتُ میذاری رو گونه هام .. سرمُ برمیگردونی سرجاش .. میگی مگه بت نگفتم وقتی مقابلم میشینی حق نداری چشاتُ از تو چشام برداری .. بت میخندم .. میگی آره بخند آخه این جوری خوشگلتر میشی .. چشات ریز میشه آدم دوست داره گونه هاتُ گاز بگیره .. بت میگم زبون نریز حوصلمُ سربریدی .. عه باز که سرتُ چپ کردی .. بم نگاه کن .. بفرما خوبه این جوری .. آره دیگه وقتی چشات باشه چیزی بد نمیشه که .. یه لحظه چشامُ میبندم .. یادم میاد چاووشی داره تو گوشم میخونه منو تو رنگِ چشات خوابم کن .. بازشون که میکنم هنوز با اون چالِ قشنگِ افتاده رو لُپِ راستت داری بم نگاه میکنی .. دستاتُ این بار من میگیرم بت میگم اگه میدونستی چقد دوستت دارم میگفتی من بیشتر دوستت دارم .. ولی تو حتی نمیدونی که دوستت دارم .. چشامُ این بار میبندم تا اشکم نچکه .. چاووشی تو گوشم میگه بیستونِ قلبمُ میکندم شکل خنده هات شدم میخندم .. چشات از صدتا غزل بهتر شد .. خندهات غنچه ولی پرپر شد .. چشامُ باز میکنم این بار فقط اشکِ که میفته .. لبخند میزنم به خودم میگم دیدی لبخندش چقد قشنگ بود .. ولی این لبخند و صاحبش هیچ وقت مالِ تو نمیشن .. خوش خیالی رو تموم کن .. !!!!!!!
#فاطمه_آشوب
پ.ن:همیشه دوست داشتم این عکسُ پست کنم ..
ولی متنشُ نداشتم الانم یهویی بهم اومدن اینآ .. !!!
پ.ن²:بلآخره پستآی منم ۱۰۰ تآ شد .. ^^
#فاطمه_آشوب
پ.ن:همیشه دوست داشتم این عکسُ پست کنم ..
ولی متنشُ نداشتم الانم یهویی بهم اومدن اینآ .. !!!
پ.ن²:بلآخره پستآی منم ۱۰۰ تآ شد .. ^^
- ۶.۳k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط