{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📚 #حکایتی‌بسیارزیباوخواندنی

📚 #حکایتی‌بسیارزیباوخواندنی

💎 روزی فردی جوان، هیزم شکنی را در حال کار در جنگل می بیند و با فهمیدن اینکه هیزم شکن در تمام عمر خود حتی اسمی از عیسی نشنیده است، با خود می گوید:
«عجب فرصتی است برای به دین آوردن این مرد!»
در اثنایی که هیزم شکن تمام روز به طور یکنواخت مشغول تکه کردن هیزم و حمل آنها با گاری بود، مبلّغ جوان یک ریز صحبت می کرد، عاقبت از صحبت کردن باز می ایستد و می پرسد: «خب، حالا حاضری دین عیسی مسیح را بپذیری؟»
هیزم شکن پاسخ می دهد: «نمی دانم شما تمام روز درباره عیسی مسیح و اینکه وی در همه مشکلات زندگی به یاری ما خواهد شتافت، حرف زدید، اما خود شما هیچ کمکی به من نکردید.»...
چقدر این حکایت به مسئولان کشور خودمان نزدیک است همه اش دم از سیره پیامبر و امیه اطهار می‌زنند و لی سبک زندگی شان از زمین تا آسمان فرق دارد
دیدگاه ها (۰)

#حکایت روزی مبلغی جوان، هیزم شکنی را درحال کار در جنگل می بی...

روزی مبلغی جوان ، هیزم شکنی را درحال کار در جنگل می بیند و ب...

روزی مبلغی جوان، هیزم شکنی را در حال کار در جنگل می بیند و ب...

امام صادق (علیه السلام) : عیسی بن مریم (عَلیهِمَا السَّلام) ...

دو تحریف معنوی در هدف امام حسین علیه السلام‏آنوقت ما آمدیم چ...

🌷زندگینامه امام حسن عسکری(ع) بخش پنجم....🌷

درجات ایمان*****جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: «بین شما ک...

🌷زندگینامه امام حسن عسکری(ع) بخش ششم....🌷

یازده سپتامبر ۲

جوان بی‌تفاوت مسیحی چطور شیعه شد؟ ؛ «لوکاس برونک» یک جوان تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط